آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧ - بيان در سبب جزر و مد
چون وقت حج بود، و بياد اين حديث آمدم و بزمزم در آمدم و از آن نوش كردم و تا صبح آسوده شدم ٢٠- و از همان (ج ٦ ص ١٤٢) از ابن عباس «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ» يعنى فرستاد دو دريا را «و بَيْنَهُما بَرْزَخٌ» يعنى پرده ميانشان بود «لا يَبْغِيانِ» بهم نياميختند و از او هم روايت شده كه مقصود درياى آسمان و درياى زمين است كه هر سال بهم بر خورند، «لؤلؤ و مرجان از آنها برآيد» چون ببارد صدفها در دريا دهان گشايند و هر چه از قطرههاى باران در آنها فرو چكد لؤلؤ شود ٢١- از على بن ابى طالب است كه مرجان لؤلؤ درشت است و از ابن عباس هم مانند آن ٢٢- در روايت ديگر از او مرجان لؤلؤ خرد است (.. ص ١٤٢) ٢٣- از ابن مسعود: مرجان مهره سرخى است ٢٤- از عمير بن سعد كه ما نزد على ٧ بوديم كنار شط فرات. و كشتى گذشت و آن حضرت اين آيه را خواند «از او است كشتيهاى برافراشته در دريا بمانند كوهها (.. ص ١٦٣) ٢٥- در مجمع البيان (ج ٧ ص ١٠٢) بسندى از پيغمبر ٦ كه راستى خدا تعالى ٥ نهر از بهشت فرو آورد: سيحون نهر هند، جيحون نهر بلخ، دجله و فرات دو نهر عراق و نيل نهر مصر. همه را از يك چشمه فرو آورد و در زمين روان كرد و سود مردم را در هر نوع زندگى در آنها نهاد كه فرمود: «و فرو آورديم از آسمان آبى باندازه و در زمينش جا داديم و راستى با ببردن آن توانائيم».
٢٦- در كافى: بسندى از يونس بن ظبيان يا معلى بن خنيس كه بامام ششم ٧ گفتم: براى شما از اين نهرها چيست؟ لبخندى زد و فرمود: راستش خدا تعالى جبرئيل را فرستاد و فرمودش با انگشت بزرگ پايش هشت نهر در زمين بكند چون سيحان و جيحان كه نهر بلخ است و خشوع نهر شاش و مهران نهر هند، نيل مصر، دجله و فرات، هر آنچه آب دهند و يا از آنها سيراب شوند از ما است و هر چه از ما است