آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩ - بيان در سبب جزر و مد
گيرد و بمشرق روان شود تا بملطيه و آنگه سميساط و بكوفه رسد و ببطائح (دشتها) ريزد، و گفته: نيل بهترين نهرها است چون سرچشمهاش دور است و بروى سنگها و ريگها گذر كند و گل و لاى ندارد و سنگ در آن سبزه بندد مانند ديگر نهرها و بتندى از جنوب بشمال آيد، و فزونى آن هنگام كاستن آبهاى ديگر است، و سر چشمههايش در جنوب خط استواء و غير معمور است و از اين رو بطور تحقيق سرچشمه آن معلوم نيست.
يكى از حكماء يونان گفته نهريست كه از پيوست ده نهر فراهم شود كه ميان هر دوتاشان ٢٢ فرسنگ فاصله است و همه در درياچهاى ريزند و از آن نهر رو بمصر برآيد و بسمت شمال گرايد تا بمصر رسد و چون از آن گذرد در «شنطوف» دو تيره شود و بدريا ريزد، و گفته سرچشمه سيحان در طول ٥٨ درجه و عرض ٤٤ درجه است و از شمال بسوى جنوب ببلاد روم و ارمن گذر كند تا نزديك مصيصه و با جيحون همراه شود و بدرياى روم ريزند ميان اياس و طرسوس و سرچشمه نهر جيحان در طول ٥٨ درجه و عرض ٤٦ درجه است و در بزرگى نزديك بفرات است و از شمال بجنوب ميان كوههاى مرز روم روانست تا بشمال مصيصه گذرد و بدريا ريزند (پايان).
و بدان كه اين خبر از طريق مخالفين هم رسيده جز اينكه از «الفرات» تا آخر خبر در آن نيست و در تفسيرش اختلاف دارند، طيبى در شرح مشكاة گفته:
سيحان و جيحان جز سيحون و جيحون باشند و هر دو نهر بسيار بزرگى باشند، و ذكر خصوص آنها براى سود بسيار آنها است كه مانند نهرهاى بهشت باشند.
يا مقصود اينست كه چهار نهر اصلى بهشت بنام اين نهرهاى بزرگتر و سودمندتر دنيا ناميده شدند، زيرا سودهاى دنيا نمونه سودهاى ديگر سرايند و همچنان زيانهاى آن، قاضى گفته: منظور از اينكه از نهرهاى بهشتند اينست كه مردم آن همه ايمان آرند و نوشندههايشان ببهشت روند، و درستتر اينست كه ظاهرشان منظور