آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٥ - باب چهلم باب ديگرى است در فضل آدمى و برترى فرشته
باو آموخته و بيان علو قدر و اختصاص او بدانشى كه خاص او كرده نه آنها، و باين جواب چسبيدند كه «منزهى تو پروردگار ما ندانيم جز آنچه تو بما آموختى ٣٢- البقره».
سپس خدا عزّ و جلّ آدم را معلم فرشتهها ساخت كه فرمودش آنها را آگاه كن زيرا همين معنى آموختن است و اين امر تكليفى بود و طاعت و عصيان داشت و فرشتهها هم مكلف شدند گوش دهند و بفهمند.
و هر كه معتقد است كه شاگرد برتر از استاد است و شناسا برتر از شناسنده وارونه حكمت خدا عزّ و جلّ گفته و نظم او را بر هم زده و بنا بر عقيده او بايد زمين كه مركز است بالاتر از جسم نامى باشد كه روى آن است و خدا با نيروى نموش بر آن برترى داده و جسم نامى بالاتر از جاندار باشد كه خدايش به زندگى و نمو و جان برترى داده و جانوران زبان بسته كه تكليف ندارد و امر و نهى ندارد بالاتر و برتر از جاندار گويا و خردمند باشد كه مكلف است، و زنده حجتپذير بالاتر باشد از آنكه حجت خدا عزّ و جلّ است و شاگرد بالاتر باشد از استاد.
و خدا آدم را بر همه خلق خود از روحانى و جسمانى حجت و پيشوا نمود جز حجتهاى نخست چه كه از حبيب بن مظاهر اسدى- بيض اللَّه وجهه- روايت است كه بحسين بن على ٧ گفت: شما پيش از آنكه خدا عزّ و جلّ آدم را بيافريند چه وضعى داشتيد فرمود: نمونههاى نورانى بوديم و گرد عرش رحمان در گردش، و بفرشتهها تسبيح و تهليل و سپاس گوئى ياد ميداديم، و اين تاويل دقيقى دارد كه اينجا شرح آن نسزد و در جاى ديگر بيانش كرديم.
آنان كه فرشتهها را برتر دانند گويند: مدار فضيلت خلق چه روحانى و چه جسمانى بنزديكى با خداست و برترى و والائى بدانست، خدا فرشتهها را چنان ستوده كه ديگران را نستوده، و آنها را بحسن فرمانبرى وصف كرده كه فرموده: «نافرمانى نكنند بهر چه آنها را فرمايد و انجام دهند آنچه فرمان يابند، ٦- التحريم» و آنها را در ملكوت اعلى جا داد و بر يگانگى او براهين بيشتر دارند و ادله فراوانتر و بنا