آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٧ - روايات
گويند: اين فرشتهايست مقرب، پيغمبران گويند: پيغمبريست مرسل و يك جارچى از درون عرش فرياد زند، اينست صدّيق اكبر، اينست وصىّ حبيب اللَّه رب العالمين اينست علىّ بن ابى طالب، على آيد تا بر متن دوزخ ايستد هر كه را دوست دارد برآرد، بدرهاى بهشت آيد و دوستان خود را بيحساب در آن در آورد.
١٤- و از همان: بسندى تا رسول خدا ٦ كه: من سيد اولين و آخرينم، و تو اى على سيد خلائقى پس از من آغاز ما چون پايان ما است.
ميگويم: استدلال باين اخبار بتقريريست كه گذشت.
١٥- و از همان كتاب: بسندى از ابن عباس كه شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود: چون مرا بآسمان بردند بهيچ گروهى از فرشتهها نرسيدم جز اينكه از على مرا پرسيدند تا گمان كردم نام على در آسمانها از نام من مشهورتر است، و چون بآسمان چهارم رسيدم و ملك الموت را ديدم بمن گفت: اى محمّد هيچ آفريده نباشد جز اينكه من جانش ستانم مگر تو و على كه خدا جلّ جلاله بقدرت خود جان شما را بگيرد و از زير عرش كه گذر كردم بناگاه على بن ابى طالب در آنجا ايستاده بود، گفتم: اى على تو از من پيش افتادى؟ جبرئيل گفت با كه سخن گوئى؟
گفتم اين على بن ابى طالب است، گفت: اى محمّد اين على بن ابى طالب نيست، ولى يك فرشته است كه خدايش بصورت على بن ابى طالب آفريده و ما فرشتههاى مقرب چون مشتاق روى على بن ابى طالب ٧ شويم اين فرشته را ديدار كنيم براى كرامت على بن ابى طالب نزد خدا سبحانه.
گويم: دلالت آغاز و انجام اين حديث بر فضل او بانديشمند، نهان نيست و اخبار بسياريست كه دلالت دارند خدا بوجود او در شبى كه در بستر پيغمبر ٦ خوابيد و در روز احد مباهات كرد، و جبرئيل گفته من از شمايم.
١٦- در عيون (ج ١ ص ٢٦٦)، در علل (٠ ص ٦) و در كمال الدين، بسندى تا امير المؤمنين ٧ كه رسول خدا ٦ فرمود: خدا آفريدهاى برتر از من و يا ارجمندتر از من نزد او نيافريده، من گفتم: يا رسول اللَّه تو برترى يا جبرئيل؟