آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - روايات
خراسان بهم خورد و جنك شد ميان مردم گرگان و طبرستان و سيستان ويران شد سالمترين جاها آن روز قصبه قم است آن شهرى كه ياران بهترين مردم از نظر پدر و مادر و جد و جدّه و عم و عمه از آن بر آيند آنجا كه زهراء ناميده شود و جاى پاى جبرئيل در آنست آنجا كه از آن آبى جوشد و هر كه از آن نوشد از درد آسوده شود از آن آب خمير شود گلى كه از آن نمونه پرنده ساخته شد و از آن آب امام رضا ٧ غسل كرد، و از آنجا كبش ابراهيم و عصاى موسى و انگشتر سليمان بدر آمدند.
٤٨- و از روايات فضل قم آنست كه مردى بامام صادق ٧ وارد شد و گفت:
يا ابن رسول اللَّه ميخواهم از تو پرسشى كنم كه تا كنون كسى نكرده و پس از اين هم نكند فرمود: بسا ميخواهى از حشر و نشرم بپرسى؟ آن مرد گفت: آرى بدان كه محمّد را براستى برانگيخت مژده بخش و بيم ده از تو نپرسم جز آن را فرمود: محشر همه مردم بيت المقدس است جز يك سرزمين در كوهستان بنام قم كه در همان گورشان حسابرسى شوند و از آنجا ببهشت روند، سپس فرمود: اهل قم آمرزيدهاند گويد آن مرد بر سر پا جست و گفت: يا ابن رسول اللَّه، اين مخصوص مردم قم است؟ فرمود: آرى: و هر كه هم عقيده آنها است.
سپس فرمود: فزونت سازم گفت: آرى، پدرم از پدرش از جدّش بمن باز گفت، كه رسول خدا ٦ بيك بقعه از زمين نگاه كرد در جبل سبز و خوشرنگتر از زعفران و خوشبوتر از مشك، و ناگاه پيرى در آن خفته و كلاه درازى بر سر دارد گفتم، دوستم جبرئيل اين چه بقعه است؟ فرمود، شيعه وصيّت على بن ابى طالب در آن باشند.
گفتم: اين پير كه در آن خوابيده كيست؟ گفت ابليس لعين است، گفتم:
از آنها چه خواهد؟ گفت آنها را از ولايت وصيت على ٧ باز دارد و بفسق و هرزگى كشاند، گفتم، اى جبرئيل ما را بدان جا فرو آور، و ما را بدان جا فرو آورد تندتر از برق جهنده، و گفتم برخيز اى ملعون و با مرجئه سنى در زنان و اموالشان شريك شو، زيرا مردم قم شيعه من و شيعه وصيّم على بن ابى طالبند.
٤٩- و بروايتى از امام صادق ٧ كه خاك قم مقدس است و مردمش از ما باشند