آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٨ - تفسير
دار كه هر جزئش بايد وضع خاصى داشته باشد چون برابر بودن يكى از دو قطب مثلا و اين فائده از تركيب اجزاء زمين برآيد گرچه كوه و برآمدگى هم در ميان نباشد.
و منتگذارى بآفرينش خود كوه نيست بلكه از جهت تركيب است مگر اينكه منظور اين باشد كه سبب سكون حالت تركيبى و دندانهداريست، و ظاهر توصيف كوهها ببلندى اينست كه ارتفاع در اين مقصود اثر دارد مگر اينكه وصف از نظر فائدههاى ديگر باشد كه بر آن بار شود و بنا بر اين سنگينى كوهها در آرامش زمين اثر ندارند چنانچه از دنباله كلامش برآيد كه هر كدام از اين كوهها بطبع خود متوجه مركز عالمند و سنگينى كوه با سختى آن چون ميخى است كه مانع گردش كره زمين است، و با اين حال مانع از حركت شرقى و غربى نيست بلكه كمك آنست.
و بسا مقصودش اينست كه سبب آرامش مستند بكوه هر سه امر است، و بسا كه طبع زمين را براى استقرارش در جاى خود بس دانسته ولى مانعى از گردش وضعى آن خواسته، و از اين رو در پايان گفته: و مانع باشند از لرزش و پريشانى زمين يعنى از چرخيدن آن.
٣- آنچه بخاطر من رسيده كه اثر كوهها در آرامش زمين براى درهم شدن ريشههاى درونى آنها است در ژرفاى زمين با يك ديگر بطورى كه نميگذارند از هم بپاشند و پراكنده شود، و بمانند ميخها هستند كه در تيكههاى چوبين در ميكوبند تا آنها را بهم ميچسبانند و نگه ميدارند و اين براى كسانى كه چاههاى عميق در زمين ميكنند روشن است كه بسنگهاى سخت بر ميخورند.
و ملاحظه ميكنى كه بيشتر تيكههاى زمين ميان كوههائى باشند كه بر گرد آنند و گويا با پيوست آنها با تيكههاى سنگى از زير چون ظرف آنهايند كه نميگذارند از هم بپاشند و جدا شوند.
٤- يكى از محققان گفته سود ميخ اينست كه در برخى موارد چيزى را از حركت نگه مىدارد و آرام ميسازد و لازمه اين آرامش استوار بودنست و صحت تصرف در آن، و سود كوهها و دندانههاى زمين اينست كه زير آب نرفته و جانوران بر آن