آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٢ - تفسير
چنانچه فرمود «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» پيغمبران را از آن آفريد «مِنْها خَلَقْناكُمْ ٥٩- طه» و در آنشان سپرده «و در آنتان باز گردانيم» و گرامى داشت پيغمبرش مصطفي را و همه زمين را مسجد و طهور نمود برايش.
و مقصود از اينكه ميوهها را بآب بر آورده- با اينكه بر اثر نيرو و خواست او پديد شدند اينست كه آب را مايه آنها نموده چون نطفه براى فرزند با اينكه ميتواند هر چيز را بىمايه و سبب بيافريند چنانچه خود اسباب و مايهها را ولى در اين تدريج و سببسازى حكمتى است كه روشنفكران از آن بينا شوند و هوشمندان از آن عبرت گيرند.
و مقصود اينست كه جزئى از آب را از آسمان فرو نموديم و برخى ميوهها از آن برآورديم، و شما كه اينها را ميدانيد همتا براى خدا نسازيد زيرا اگر بينديشيد خرد شما وادارتان كند كه اينها آفريننده يگانهاى دارند كه بدانها نماند و كسى كار او را نتواند.
«و او است كه كشيد زمين را» رازى (ج ١٩ ص ٢) تفسيرش بطور خلاصه گفته: زمين را باين اندازه معين ساخت نه بيش و نه كم با اينكه ميشد كمتر يا بيشتر باشد و اين اندازه معين را مخصّصى بايد و اندازهگيرى، و ابو بكر اصمّ گفته: مدّ، پهن كردن تا آنجاست كه بدرك آيد يعنى حجم زمين را بزرگ كرده و گر نه سود كامل نداشت.
و قومى گفتند زمين گرد بود و خدا آن را از زير خانه كعبه پهن كرد تا اينجا و آنجا، و اين در صورتيست كه زمين مسطح باشد نه كره، و آن خلاف دليل است، و كشش زمين با كره بودن آن مخالفت ندارد زيرا در كره بزرگ هر قطعه سطحى نمايد.
«نهاد در آن لنگرها» يعنى كوههاى پايدارى كه جابجا نشوند و دليل بودن آنها بوجود صانع قادر حكيم بچند وجه است.
١- طبع زمين يكى است، و بر آمدن كوه در يكجايش بايد بآفرينش تواناى حكمتدار باشد، فلاسفه گفتند: پيدايش كوه از درياهاى اين سوى زمين است