آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٧ - يك فائده انسان برتر است يا فرشته
تخصيص بهاء كم و بهاء خاص نيست و مانند آنست گفته شاعر:
|
از مردمى كه نيست در اخلاق پاكشان |
دشنام نقد و سوء جزع در نهادشان |
|
كه مقصود او نبود هر فحش است گر چه وصف نقد آورده و نبود هر بيتابى گرچه آن را ببد مقيد كرده و اين بابيست در شيوائى غريب و دقيق، و مانندش در شعر و سخن شيوا بىشمار است، و ما در تأويل اين آيه كلامى جدا املاء كرديم و شرح مفصلى آورديم براى اين توجيه و نمونههاى بسيارى ذكر كرديم.
وجه ديگر در تأويل اين آيه اينست كه رواست همه فرشتهها از همه آدمها برتر باشند و گرچه در بنى آدم پيمبرانى باشند كه هر يك از آنها برتر از يك فرشته باشد، زيرا خلاف در برترى هر فرد از آدميانست بر هر فرد از فرشتهها و مانعى ندارد كه جميع فرشتهها باهم فاضلتر باشند چون هر يك ثوابى بيشتر دارند و ثواب مجموع آنها بالاتر از ثواب مجموع آدميانست زيرا برترهاى آدميان كمند و گرچه در آدميان باشند كسانى كه هر يك بر هر يك از فرشتهها برترند.
و توجيه ديگر اينست كه اين آيه نظر بثواب و فضل معنوى ندارد بلكه منظور او نعمت و سود دنيوى است چه كه گفته «البته بنى آدم را گرامى داشتيم» و گرامى داشتن بالا بردن و پذيرائيست و آنكه فرموده «آنها را كه در خشكى و دريا بر آورديم و روزى خوب داديم» و شك ندارد اين نعمتها بيرون از ثواب هستند و تفضيلى كه در آخر آيه گفته بايد شامل آنها باشد و الا سياق آيه نامنظم گردد و دست كم اينست تفضيل مبهم شود و استدلال براى آنها را نشايد.
جواب دليل چهارم اينست كه آيه هيچ دلالت ندارد به برترى فرشته از پيغمبر زيرا مقصود نفى فرشته بودنست نه نفى افضليت از فرشته ندانى اگر كسى مورد گمان شود كه وصفى دارد و چنين نباشد رواست كه آن را از خود نفى كند بمانند همين تعبير گر چه آنچه دارد افضل از آن باشد و ارفع و لازم نيست كه چون علم غيب و خزينه دارى خدا را كه از خود نفى كرده افضل باشند نفى فرشته بودن هم نفى افضل باشد زيرا اين حال جز آن دو حال است.