آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٥ - روايات
باشند، بعلاوه ممكن است ملاء دوم شامل ارواح انبياء باشد ولى در برخى اخبار، تصريح شده بملا فرشتهها.
١١- كتاب تفضيل امير المؤمنين: بسندى از على بن ابراهيم از پدرش كه چون مأمون ابو هدبه مولى انس را بخراسان برد بمن خبر رسيد و بديدار او بيرون شدم، و در منزلى بمن برخورد، مردى بود بلند قامت و تنك ريش و خميده و مردم گرد او بودند، باو گفتم: حديث بمن بگو كه از راه دورى آمدم تا حديث از تو بشنوم- رحمك اللَّه- از شلوغى بمن حديثى نگفت و كوچيد و بدنبالش رفتم تا منزل ديگر و چون فرود آمد نزد او رفتم و گفتم، حديثم بگو- رحمك اللَّه تعالى- گفت:
تو همان رفيق ديروز هستى؟ گفتم: آرى، گفت بنا بر اين ايستادم تا بتو حديث گويم بجبران آنچه با تو آغاز برخورد كردم.
شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود: هر كه دانشى دارد و نهانش سازد خدا روز قيامت با آتش او را مهار زند، سپس بخوبى ايستاد و گفت: مولايم انس بن مالك را ديدم كه سر بندى سفيد بسته، گفتم اين سربند چيست؟ گفت از نفرين على بن ابى طالب ٧ است.
گفتم: چطور؟ گفت: پرندهاى برسول خدا ٦ هديه شد كه در خانه ام سلمه بود و من دربان رسول خدا ٦ بودم، ام سلمه آن را ساخت و نزد رسول خدا برد و بمن گفت بر در خانه باش تا رسول خدا ٦ از آن بخورد، من بر در ماندم و او آن را پيش پيغمبر ٦ نهاد و چون برابرش گذاشت، رسول خدا ٦ دو دست برداشت و گفت: بار خدايا محبوبترين خلق خود را بمن برسان تا با من از اين پرنده بخورد.
من دعاى پيغمبر را شنيدم و دوست داشتم مردى از قوم من آيد و باشد، على بن ابى طالب آمد و من گفتم: رسول خدا مشغول است و تو را نپذيرد و برگشت و بار دوم رسول خدا ٦ همان دعا را كرد و باز على بن ابى طالب آمد و گفتم رسول خدا وقت