آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٨ - تفسير
ميگويد براى من يك جامه بخر و او آن را در بازار جويد و بداند كه خودش مانند آن را دارد و از جامه خود باو ميدهد؟ فرمود: چنين كارى نكند و خود را چركين ننمايد خدا عزّ و جلّ ميفرمايد: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ- و حق اينست كه همه اين معانى در بطون آيه داخلند چنانچه گفته شده:
تكليف پرستش خدا است چنانچه شايد و بزرگتر آن خلافت الهيه است براى اهل آن و پذيرش ديگران براى او و خوددارى از دعوى مقام او و سپس تكاليف ديگر و مقصود از پيشنهاد آن بآسمانها و زمين و كوهها سنجش آمادگى آنها است و مقصود از اباء كردن بىلياقتى آنها است براى اين مقام ولى انسان از تكبر، بىلياقت آن را تحمل كرد كه از نظر نوع خود در آن تقصير نمود. اينها كليات معانى آيه است و هر چه در هر جا در تفسير آن رسيده راجع باين حقائق است كه از تدبر و توفيق خدا روشن شود.
سيد مرتضى- رضى اللَّه عنه- در جواب مسائل عكبريه در تفسير اين آيه كه پرسش شده بود گفته است: بطور حقيقت پيشنهادى با گفته يا آنچه بجاى آنست در ميان نبوده و اين آيه مجاز است و مقصود از آن روشن كردن عظمت امانت و بار تكليف است و سخت بودن آن بر آدمى، و بيان اينكه آسمانها و زمين و كوهها اگر امانت پذير بودند و شعور داشتند از پذيرش امانت خود دارى ميكردند و با اين حال هم حق آن را نميپرداختند.
و نظيرش قول خدا تعالى است «نزديك بود آسمانها از آن در پاشند و زمين بشكافد و كوهها از ويرانى فرو افتند. ٩١- مريم» و معلوم است آسمانها و زمين و كوهها بيجانند. و كفر و ايمان را نفهمند ولى مقصود از آن بزرگ شمردن كار بيهودگان و گفته گمراهان و عمل بدكارانست از كفر بخدا تعالى و بيان اينكه سنگين و بار آن چنين است.
و اين سخن در قرآن بر وجه مجاز و استعاره است چون قول ديگر خدا تعالى «و برخى سنگها باشند كه البته چشمه از آنها جوشد- الآية-، ٧٤- البقره»