آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٣٢ - روايات
پيوسته چنين است تا بالغ شود و اگر پسر است، مو در رويش برويد و اين نشانه نر است و عزت مرد كه بدان از كودكى و شباهت زنان بدر آيد، و اگر دختر است رويش ساده ماند تا خرم و زيبا باشد و مرد را بكشد بدان چه در آن نژاد و بقاء نوع است.
عبرت گير اى مفضل از آنچه آدمى در اين دورههاى مختلف بدان تدبير شود آيا ممكن است خود بخود باشد؟ نبينى اگر آن خون در رحم بدو روان نشود پژمرده شود و خشكيده گردد چون گياهى كه آب ندارد، و اگر درد زادن او را بهيجان نيارد چون زنده بگور باشد، اگر پس از نزادن شير مناسب او نباشد از گرسنگى بميرد يا غذاى ناباب خورد كه پرورده نشود، اگر در وقت دندانهايش نرويد نتواند غذا را بجود و قورت دهد، و اگر هميشه شيرخور ماند تنش نيرو نگيرد و بكارى نخورد، و بايد هميشه مادر به او مشغول باشد و بفرزند ديگر نرسد؟ و اگر بموقع مو در رويش نرويد بژست كودكان و زنان بماند و جلال و وقارى نيابد.
مفضل گويد: گفتم: اى مولايم، من كسى را ديدم كه تا پيرى بىمو مانده و رويش مو بر نياورده، فرمود: اين براى سزاى كردار آنها است و خدا هيچ ستمكار نيست به بندهها، كيست آنكه بپايد كودك را تا او را برساند بهمه اين مقاصد جز آنكه او را از نبود آفريده، و صلاح او را پس از بودن بعهده خود گرفته، اگر بيخدا و خود بخود چنين تدبيرى ميشد، بايد عمد و تقدير خطاء و نشدنى بيارند، زيرا هر دو ضد خود بخود و اهمالند. و اين گفته ياوهايست از گويندهاش، زيرا مهمل درست ببار نيارد و تضاد نظم نتراود، خدا برتر است بخوبى از آنچه بيدينان گويند.
اگر نوزاد با فهم و خرد از مادر ميزائيد، جهان را ناشناس درمييافت و سرگردان و گيج ميشد كه يكباره ابن همه ناشناخته ديده از اشكال جهان و بهائم و پرنده و جز آن كه ساعت بساعت و روز بروز نگردد و از اينجا عبرت گير كه چون بچه چيز فهمى را اسير گيرند گيج شود و بزودى زبان ديگرى نياموزد و ادب ياد نگيرد چنانچه طفل خرد سال نفهم.