آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٠ - روايات
و آنگه در بر مادر تو را شيرين كردم تا از تو دلتنگ نشود و آزار نكشد سپس برودهها وحى كردم گشاد شويد، و باندام كه جدا شويد، رودههاى تنگ گشاد شدند و اندام در هم جدا شدند، سپس وحى كردم بفرشته گماشته بر ارحام تا از شكم مادرت بر آورد، و با يك پر از بالش تو را خلاص كرد، تو را وارسيدم آفريده ناتوانى بودى، نه دندانى داشتى كه ببرّد، و نه دندان آسيا كه خورد كند، پس برايت از سينه مادرت پستانى بر آوردم تا بتو شيرى سرد در تابستان دهد و گرم در زمستان، و آن را از ميان پوست و گوشت و خون و رگها بدر آوردم.
و مادر را بتو مهربان كردم و پدر را نوازشگر، هر دو رنج برند و بكوشند و تو را پرورند و غذا دهند، نخوابند تا تو را بخوابانند، پسر آدم اينها را با تو كردم نه در عوض چيزى كه از من خواستى و نه براى اينكه نياز از من برآرى، پسر آدم، چون دندانت بريد، و دندان آسيات بر آمد، از ميوه تابستان و زمستان بموقع خود بتو ميوه دادم، و چون دانستى كه منم پروردگارت نافرمانيم كردى، و اكنون هم كه نافرمانيم كردى، مرا بخوان كه نزديكم و پذيرا، بخوان كه پر آمرزنده و مهربانم.
٥٧- در كافى: بسندى از يك سنى كه من با امام ششم همنشين بودم، و بخدا مجلسى از مجلس او آبرومندتر نديديم.
گويد: يك روز بمن فرمود: عطسه از كجا برآيد؟ گفتم از بينى، فرمود:
بخطاء رسيدى گفتم قربانت از كجا برآيد؟ فرمود: همه تن چنانچه نطفه هم از همه تن برآيد و از احليل بدرايد وانگه ميبينى كه وقتى كسى عطسه زند همه اندامش بلرزد، هر كس عطسه زند تا ٧ روز از مرگ در امانست.
٥٨- در كافى (ج ٦ ص ١٥-): بسندى از ابى حمزه كه از ابى جعفر ٧ پرسيدم از خلق فرمود: چون خدا خلق را آفريد مانند تيرهاى قرعه آن را سرازير كرد، و مسلمان را بر آورد و سعادتمند نمود، و كافر را شقى ساخت، و چون نطفه بجا افتد فرشتهها بدان برخورند و آن را صورتگرى كنند و گويند: پروردگارا