تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٤٧ - نامه امام هادى
و حجّت او با عذر پذيرى و بيم دهى، كامل و تمام است. اختيار با اوست هر كه از بندگانش را بخواهد براى پيام رسانى و حجّت آوردن براى بندگان ديگرش انتخاب نمايد؛ محمّد ٦ را برگزيد و به رسالت خود بر آفريدگانش فرستاد و عدهاى از كفّار قوم او از روى حسد و تكبّر گفتند: «چرا اين قرآن بر مردى بزرگ از آن دو شهر فرود نيامده است؟» [سوره زخرف (٤٣)، آيه ٣١]، مراد از اين دو مرد اميّة بن ابى الصّلت و ابو مسعود ثقفى بود [در تفاسير به جاى اميّه، وليد بن مغيره ذكر شده است]؛ پس خداوند انتخاب آنها را باطل ساخت و رأى آنان را امضا نكرد، آنجا كه فرمايد: «آيا آنانند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند؟ ما وسايل معاش آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كردهايم و برخى از آنان را از نظر درجات، بالاتر از بعضى ديگر قرار دادهايم تا بعضى از آنها بعضى ديگر را در خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مىاندوزند بهتر است». [سوره زخرف (٤٣)، آيه ٣٢]. از اين روى، هر چه را دوست داشت انتخاب كرد و هر چه را دوست نداشت منع نمود؛ پس هر كه از او فرمان برد پاداشش دهد و هر كه از او نافرمانى نمايد مجازاتش كند و اگر اختيار امور خود را به بندگانش مىسپرد بايد اميّة بن ابى الصلت و ابو مسعود ثقفى را طبق رأى قريش [براى پيامبرى] برمىگزيد؛ زيرا از ديدگاه آنان، آن دو برتر از محمّد ٦ بودند.
و از آنجا كه خداوند مؤمنان را با اين آيه ادب فرمود كه: «و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستادهاش به كارى فرمان دهند، بر آنان در كارشان اختيارى باشد».
[سوره احزاب (٣٣)، آيه ٣٦]؛ پس اين انتخاب را مطابق دلخواه آنان انجام نداد و از آنجا جز پيروى از فرمان خود و خوددارى از نهى خويش را كه توسط پيامبر منتخب خود انجام مىگيرد، نپذيرفت؛ پس هر كه از او اطاعت كرد به حق دست يافت و هر كه هم اطاعت نكرد سركش گرديد و به سبب توانايى كه خداوند براى پيروى از امر و پرهيز از نهى خود به وى داده، حجّت را بر او تمام كرده است؛ پس از اين روست كه وى را از ثواب خود محروم مىسازد و به كيفرش مىرساند. اين همان عقيده بين بين است يعنى نه جبر است و نه تفويض. و پاسخ أمير المؤمنين ٧ ناظر به اين مطلب است هنگامى كه عباية بن ربعى پرسيد: آن توانايى چيست كه انسان به وسيله آن بر مىخيزد و مىنشيند و كار مىكند؟ أمير المؤمنين ٧ فرمود: تو از توانايىاى سؤال كردى كه آن را در برابر خدا دارا هستى يا همراه با خدا؟ عبايه پاسخى نداد، آنگاه أمير المؤمنين ٧ فرمود: اى عبايه بگو! عرض كرد: چه بگويم؟