تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٩ - بخشى از حكمتها و سخنان پيامبر
از آن جمله شمعون راهب پرسيد: به من بگو عقل چيست و چگونه است و چه چيز از آن منشعب مىشود و چه چيز منشعب نمىشود و اقسام و انواع عقل را برايم توصيف نما؟
پس رسول خدا ٦ فرمود: همانا عقل زانوبندى است بر نادانى و نفس [امّاره] مانند پليدترين جانوران است كه اگر پايش بسته نشود، بيراهه مىرود و سرگردان مىشود، پس عقل زانوبند نادانى است.
و به راستى، خداوند عقل را آفريد و به او فرمود: رو كن و او رو كرد؛ سپس فرمود:
برگرد و او برگشت، آنگاه خداى تبارك و تعالى به او فرمود: به عزّت و جلالم سوگند كه من آفريدهاى از تو بزرگتر و فرمانبردارتر نيافريدم، به تو آغاز كنم و تو را به درگاه خود برگردانم، معيار پاداش و كيفر تويى، پس، از عقل، بردبارى نشأت گرفت و از بردبارى، دانش و از دانش، هوشيارى و از هوشيارى، پاكدامنى و از پاكدامنى، خويشتن دارى و از خويشتن دارى، حيا و از حيا، وقار و از وقار، پايدارى بر كار خوب و از پايدارى بر كار خوب، بيزارى از كار بد، و از بيزارى از كار بد، پيروى از اندرزگو، پس اين ده دسته از انواع اخلاق نيكو است و هر كدام از اين ده دسته، ده نوع ديگر را در بردارند:
دستاوردهاى بردبارى: آراسته شدن به خوبيها، همنشينى با نيكان، خوارى زدايى، عزيز گشتن، رغبت به نيكى، نزديك شدن به درجات عالى، گذشت، مهلت بخشى، احسان و سكوت؛ همه اينها ثمره بردبارى خردمند است.
اما دستاوردهاى دانش: بىنيازى، هر چند [دانشمند] تهيدست باشد؛ بخشندگى، هر چند بخيل باشد، هيبت، هر چند نرم رفتار و ملايم باشد؛ تندرستى، هر چند بيمار باشد، نزديكى، هر چند دور باشد، حيا، هر چند پررو باشد؛ سرافرازى، هر چند فرو دست باشد؛ شرافتمندى، هر چند پست باشد؛ حكمت و بهرهمندى؛ اينهاست كه براى خردمند از دانش او نصيب مىشود؛ پس خوشا بر آن كه خرد و دانش يافت!