تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٧٩ - سخنان كوتاه امام هادى
٥- به راستى، خداوند وصف نشود جز به آنچه خودش خود را وصف نموده است. كجا مىتواند وصفپذير باشد در حالى كه حواسّ از دركش عاجز است و خردها بدو نرسند و تصوّرات به كنه او پى نبرند و او در ديدگان نگنجد، آن خدايى كه با تمام نزديكيش دور است و با تمام دوريش نزديك؛ چگونگى را پديد آورد ولى «چگونه» در مورد او به كار نرود و كجايى را آفريد ولى «كجا» در باره او استفاده نشود.
او از چگونگى و كجايى بركنار است، يگانه است و يكتا، جلالت او پرجلال و نامهايش مقدّس باد! ٦- حسن بن مسعود [احتمال دارد: «حسن بن سعيد» صحيح باشد] گويد: خدمت امام هادى ٧ شرفياب شدم، در حالى كه انگشتم خراش برداشته بود و سوارى در اثر برخوردى كه به من كرده بود شانهام آسيب ديده بود و در ازدحامى گرفتار شدم كه در اثر آن پارهاى از لباسهايم پاره شد، ناگهان بر زبان آوردم كه: وه چه روز شومى! خدا شرّت را از من بگرداند. امام هادى ٧ فرمود: اى حسن! تو هم كه با ما رفت و آمد دارى گناه خود را بر گردن بىگناه مىاندازى؟! حسن گفت: به سر عقل آمدم و فهميدم كه دستخوش اشتباه شدهام، گفتم مولاى من، از خداوند طلب آمرزش دارم. امام ٧ فرمود: اى حسن! روزها چه گناهى دارند كه چون شما به سزاى اعمالتان مىرسيد آنها را شوم مىپنداريد. حسن گفت: يا ابن رسول اللَّه، من همواره استغفر اللَّه گفتن را ورد زبانم سازم و اين توبه من باشد؟ امام ٧ فرمود،: به خدا سوگند! اين ثمر بخش نباشد و ليكن خداوند به خاطر نكوهشى كه بر بىگناهى انجام گرفته شما را مجازات نمايد. اى حسن! مگر نمىدانى كه پاداش دهنده و مجازاتكننده و جزا دهنده به اعمال در اين دنيا و در آن دنيا، فقط خداست؟ گفتم:
آرى چنين است اى مولاى من. آنگاه امام هادى ٧ فرمود: پس خلاف مرو، و براى روزگار اثرى در حكم خداوند قائل مشو. عرض كردم: چشم! مولاى من.
٧- هر كه از مكر خدا و مؤاخذه دردناك او آسوده خاطر باشد، دچار تكبّر گردد تا آنكه قضاى الهى و امر نافذش بر او جارى شود. هر كه خدا را از روى دليل روشن بشناسد، مصائب دنيا بر او سبك آيد، هر چند با قيچى قطعه قطعه شود و پراكنده گردد!