تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٨٥١ - نامه امام هادى
يا أمير المؤمنين، آيا بايد رنج و زحمتى كه در اين راه متحمّل شدم به حساب خدا گذارم؟
فرمود: دم فرو بند اى شيخ! زيرا خداوند براى طى مسير جبهه و فرود آمدن در آن مسير براى استراحت و برگشت شما [بعد از اتمام جنگ] به شما اجر و ثواب بزرگ داده است؛ و در هيچ يك از كارهايتان نه جبر و زورى بود و نه بيچارگى. شايد گمان بردى كه قضا حتمى و تقدير قطعى بوده؟! اگر چنين باشد، پاداش و كيفر باطل و تشويق و تهديد الهى از اعتبار ساقط مىشود و هيچ چيزى بر حقيقت خود استوار نخواهد بود.
اين گفتار اعتقاد بت پرستان و شيطان دوستان است. به راستى، خداى عزّ و جلّ براى حسن انتخاب امر كرده و براى پرهيز كردن نهى نموده است. خداوند به زور اطاعت نشود و از نافرمانى بندگان مغلوب نگردد و آسمانها و زمين و آنچه ميان آنهاست بيهوده نيافريده است و اين پندار كسانى است كه كفر پيشه كردهاند؛ پس واى بر آنان كه كافرند از دوزخ. در اين هنگام آن شيخ برخاست و بر سر مبارك أمير المؤمنين ٧ بوسه زد و اين ابيات را سروده مىگفت:
تويى آن امام شايسته كه در پرتو فرمانبردارىاش، روز نجات از خداوند رحمان اميد مغفرت داريم؛ شبهه دينى ما را تو برطرف كردى و ما را روشن ساختى، از طرف ما پروردگارت پاداش رضوان نصيب سازد؛ هيچ راه عذر و پوزشى در انجام دادن كار زشت نيست چرا كه فهميدم از سر ظلم و نافرمانى مرتكب آن مىشوم.
پس أمير المؤمنين ٧ بر اساس قرآن دليل آورده و جبر و تفويض را كه اعتقاد به هر يك از آنها باطل و كفر و تكذيب قرآن است، نفى كرده است. و ما از گمراهى و كفر، به خدا پناه مىبريم. و ما نه معتقد به جبريم و نه معتقد به تفويض، بلكه به مرتبهاى ميان اين دو مرتبه قايل هستيم كه همان امتحان و آزمايش به وسيله توانى كه خداوند به ما ارزانى داشته و ما را بدان وسيله به عبادت گماشته است مىباشد؛ چنان كه قرآن بر آن گواه است و امامان نيك كردار از خاندان پيامبر- صلوات اللَّه عليهم- بدان معتقدند.