تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٧٣ - از گفتار امام رضا
و خيال بر حروف پيشى داشت و حروف با خيال ايجاد شده بودند و خيال بود و پيش از [يا از جانب] خدا مذهبى نبود و خيال از جانب خدا غير از [ذات] خداست و به همين خاطر كار هر چيزى غير از [ذات] خداست و حدّ هر چيز غير از [ذات] اوست و صفت هر چيزى غير از آن موصوف است و حدّ هر چيزى غير از آن محدود است و اين است كه به درستى حروف جدا جدا هستند كه قائم به خويشاند و بر غير خويش دلالتى ندارند، پس چون آنها را تركيب كنى و حروفى را [در كنار هم] فراهم آورى بر غير خويش كه نامها و صفاتند، دلالت كنند.
و بدان كه صفتى بىموصوف و اسمى بىمعنى و حدّى بىمحدود نباشد و همه نامها و صفتها بر كمال و وجود دلالت كنند و بر احاطه دلالت نكنند همان طور كه بر وجودى كه همان چهارگوش و دايره و سهگوش است دلالت مىكنند؛ زيرا خداوند با نامها و صفتها دريافته شود و نه به حدّ نهادن، پس چيزى از اين حدود در مورد خدا واقع نشود تا آفريدگانش او را [با اين حدود] بشناسند همان گونه كه خويشتن را مىشناسند و اگر صفتهاى خدا بر او دلالت نمىكرد و نامهايش بر او گفته نمىشد بىگمان عبادت آفريدگان تنها به نامها و صفتها بدون معناى آن مىبود و اگر اين گونه بود، معبود يكتا غير از خدا مىشد، زيرا صفاتش غير از خود اوست.
عمران به امام رضا ٧ عرض كرد: به من بگوييد كه خيال مخلوق است يا غير مخلوق؟
امام رضا ٧ فرمود: بلكه آفريدهاى ساكن است كه به سكون درك نشود و به راستى به اين سبب آفريده محسوب شده كه چيزى «ايجاد شده» باشد، خداوند آن را ايجاد نموده، پس چون «چيز» ناميده مىشود آفريده محسوب مىگردد و به درستى كه خدا باشد و آفريده او، و چيز سومى غير از آن دو نباشد و آفريده گاهى ساكن است و گاهى متحرّك و گاهى درآمد و رفت و گاهى در كنار هم و بسا معلوم و يا متشابه است و هر چيزى كه بر آن نام «چيز» گذاشته شود همان آفريده است.