تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٧٥١ - سخنانى كوتاه از امام كاظم
گفتم: اى پسر! شخص غريبى كه وارد شهرتان شده كجا قضاى حاجت مىكند؟
گفت: آرام گير. آنگاه بر ديوار تكيه داده، نشست، سپس فرمود، از كناره نهرها و جاى افتادن ميوهها [از درخت] و سايهگاههاى مسجدها و از ميانه راه دورى گزين و پشت ديوار مخفى شو و لباست را بالا بزن و رو به قبله و پشت به قبله نباش و هر جا خواستى قضاى حاجت كن. آنچه از كودك شنيدم مرا به شگفت واداشت. به او گفتم: نامت چيست؟ گفت: من موسى بن جعفر بن محمّد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب هستم. به او گفتم: گناه از چه كسى باشد؟ گفت: بىگمان گناهان از سه صورت خارج نيست: يا از خداست- و [بىشك] از او نيست- پس پروردگار را نشايد كه بنده را بر آنچه مرتكب نشده عذاب نمايد و يا از خدا و بنده [با هم] است- و [بىشك] اين گونه نيست- پس شريك توانمند را شايسته نيست كه بر شريك ضعيف ستم روا دارد و يا از بنده است- و بىشك از اوست- پس اگر خداوند ببخشد به لطف و بخشندگى خويش، بخشوده است و چون به او كيفر دهد به سبب گناه و جرم بنده است. ابو حنيفه گفت: بدون ملاقات با ابى عبد اللَّه بازگشتم و به واسطه آنچه شنيدم بىنياز شدم.
٢٤- ابو احمد خراسانى به امام كاظم ٧ عرض كرد: كفر پيشينتر است يا شرك؟
امام ٧ فرمود: تو را چه به آن. مرا پيمانى با تو نيست [و قرار نيست] كه با مردم در باره اعتقادات سخن گويى. عرض كردم: هشام بن حكم به من گفت كه از شما بپرسم.
امام ٧ فرمود: به او بگوى، كفر پيشينتر است. نخستين كسى كه كفر ورزيد ابليس بود «سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد». [بقره (٢)، آيه ٣٤] و كفر چيز واحدى است و شرك يك چيز را ثابت مىكند و همراه آن چيز ديگرى را شريك قرار مىدهد.
٢٥- امام كاظم ٧ دو مرد را ديد كه به همديگر دشنام مىدهند. پس فرمود:
شروعكننده، ستمگرتر است و بار گناه خويش و بار گناه دوستش را تا آن زمان كه مظلوم تجاوز نكند، بر دوش مىكشد.