تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٩١ - از امام صادق
١٦٨- در درستى يقين مرد مسلمان همين كافى است كه به بهاى خشمگيرى خداوند بر او، مردم را خشنود نگرداند و آنان را بر چيزى كه در واقع خداوند روزى نموده ستايش نكند و آنها را براى آنچه كه در واقع خداوند نداده نكوهش نكند؛ چرا كه زياده خواهى، زياده جو، روزيش را به سويش سرازير نكند و نخواستن بدخواه، روزى او را بازنگرداند و اگر يكى از شما از روزىاش فرار كند همان گونه كه از مرگ فرار مىكند بىگمان پيش از مرگش روزيش او را دريابد همان گونه كه مرگ او را دريابد.
١٦٩- شيعه ما كسى است كه صدايش از گوشش نگذرد و دشمنيش از تنش فراتر نرود. [يعنى تنها بر خود سخت گيرد]. آشكارا ما را ستايش نكند و با دشمن ما رابطه نداشته باشد و با دوست ما ستيزه نكند و با عيب جوى ما، همنشين نشود. مهزم به امام صادق ٧ عرض كرد: پس با اين شيعه نماها چه كنم؟ امام ٧ فرمود: در ميان ايشان آزمايش و شناختن و فرود بلا مىباشد، بر آنان خشكسالى نابودكننده و طاعون هلاكت بار آيد و آنان را اختلافى پيش آيد كه پراكندهشان كند. شيعه ما همچون سگ زوزه نكشد و همانند كلاغ طمع ننمايد و هر چند از گرسنگى بميرد گدايى نكند.
عرض كردم: آنان را كجا توان يافت؟ امام ٧ فرمود: آنان را در كنارههاى زمين بجوى.
زندگى آنان آسان و سبك است و خانه به دوش هستند. آنان كه چون در جايى حضور يابند شناخته نشوند و چون غايب شوند كسى از حالشان جويا نشود و آنگاه كه بيمار شدند عيادت نشوند و اگر خواستگارى كنند به آنان زن ندهند و اگر ناپسندى را بينند ناديده گيرند و آن هنگام كه نادانى [به بدى] با آنان سخن گويد سلام گويند و چون نيازمندى به آنان پناه برد با عطوفت با او برخورد كنند و هنگامه مرگ، اندوهگين نگردند و هر چند ديارشان از يك ديگر جداست ولى دلهايشان از هم جدا نيست.
١٧٠- هر كه خواهد كه خداوند عمرش را طولانى كند مىبايست كارش را برپا دارد و هر كه خواهد كه از بار گناهش كم كند مىبايست پرده حيايش را فرو اندازد و هر كه خواهد كه بلند آوازه گردد مىبايست كارش نهان دارد.
١٧١- سه صفت از سختترين اعمال بنده باشد: انصاف دادن مؤمن از جانب خويشتن [به ديگران].