تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٦٧٥ - از امام صادق
١٢١- مؤمن در دنيا غريب باشد. از خوارىاش بىقرارى نكند و در سرافرازى اين سراى، با اهل دنيا رقابت نكند.
١٢٢- به امام صادق ٧ عرض شد كه راه آسودگى در كدام سو باشد؟ امام ٧ فرمود:
در مخالفتورزى با هوى و هوس. عرض شد: بنده چه هنگام آسودگى يا بد؟ امام ٧ فرمود: در نخستين روزى كه به بهشت رود.
١٢٣- خداوند در منافق و فاسق هرگز نيكرويى و نيكفهمى و نيك خويى را گرد هم نياورد.
١٢٤- مزه آب، زندگى است و مزه نان، قوّت است و سست حالى و نيرومندى بدن، از چربى كليهها است، و جايگاه خرد در مغز است و جايگاه سنگدلى و دلسوزى در دل است.
١٢٥- حسد دو گونه است: حسد از روى گمراهى و حسد از سر ناآگاهى. پس همان طور كه فرشتگان اين گونه گفتند آنگاه كه خداوند فرمود: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت [فرشتگان] گفتند: آيا در آن كسى را مىگمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد؟ و حال آن كه ما با ستايش تو، [تو را] تنزيه مىكنيم و به تقديست مىپردازيم». [بقره (٢)، آيه ٣٠] يعنى جانشينى از ما برگزين و اين سخن را از سر حسدورزى از روى گمراهى و نپذيرفتن و انكار نگفتند و دومين حسد آن است كه بنده را به كفر و شرك مىافكند و اين گونه از حسد، همان حسد ابليس در نپذيرفتن فرمان خدا و سرباز زدن از سجده بر آدم ٧ است.
١٢٦- مردم در باره قدرت [جبر و اختيار] سه گونهاند: مردى كه گمان مىكند كار به او سپرده شده؛ پس بىگمان او خداوند را ناتوان شمرده است و اين گونه مردى هلاك گردد و مردى كه گمان مىكند خداوند بندگان را بر گناهان مجبور ساخته و چيزهايى را كه توانش را ندارند به آنان تكليف نموده است. پس همانا او در باره فرمان دادن خداوند ستم نموده و اين گونه مردى هلاك گردد و مردى كه معتقد است كه خداوند بندگان را در حدّ طاقت و توانشان تكليف كرده و به آنچه در توانشان نيست تكليف ننموده است، پس چون انسان كارى نيكو كند خداى را سپاس دارد