تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٥٩١ - صفت ايمان
عرض شد: پس راه يكتاپرستى چگونه است؟ امام ٧ فرمود: در اين خصوص بحث امكان پذير است و زمينه رهجويى فراهم؛ به راستى، چيزى كه آشكار است نخست خودش را شناسند و سپس صفاتش را ولى آنچه غائب است نخست صفاتش را شناسند و سپس خود او را. عرض شد: چگونه وجود حاضر را پيش از صفاتش بشناسيم؟ فرمود: او را مىشناسى و دانش آن را مىدانى و خودت را نيز در پرتو او مىشناسى و خود را توسّط خود و از جانب خود نمىشناسى و مىدانى كه همانا هر چه در اوست از براى او و مختص به خود اوست.
همان طور كه برادران يوسف به او گفتند: «آيا تو خود يوسفى؟ گفت: آرى، من يوسفم و اين برادر [تنى] من است». [سوره يوسف (١٢)، آيه ٩٠] پس يوسف را به خود او شناختند نه به وسيله ديگرى و از جانب خود و به وهم و خيال دل خود او را نساختند. آيا سخن خداوند را ملاحظه نكردهاى كه مىفرمايد: «شما را نرسد كه درخت آن را برويانيد». [سوره نمل (٢٧)، آيه ٦٠] مىفرمايد: شما حقّ نداريد از پيش خود امامى [انتخاب و] نصب نماييد و او را به هواى نفس و خواست خود بر حقّ بخوانيد. آنگاه امام صادق ٧ در ادامه فرمود: سه كساند كه در قيامت خدا با آنها سخن نگويد و به آنان نگاهى نياندازد و از پليدى پاكشان نسازد و براى آنان عذابى است دردناك. هر كه درختى را بروياند كه خداوند آن را نرويانده، يعنى امامى را انتخاب نمايند كه خدا وى را انتخاب و نصب ننموده است يا امامى را كه خدا انتخاب و نصب كرده است انكار نمايد و كسى كه گمان كند كه اين دو كس را در اسلام سهمى است، در حالى كه خدا فرموده است: «و پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند». [سوره قصص (٢٨)، آيه ٦٩].
صفت ايمان
امام صادق ٧ فرمود: مفهوم صفت ايمان، اقرار و سرسپردگى در پيشگاه خداست با اقرارى سرشار از فروتنى و تقرّب به خدا و انجام دادن هر واجبى را از روى آگاهى- چه آن واجب بزرگ باشد و چه كوچك- از مرز توحيد و آنچه پايينتر از آن است تا آخرين باب طاعت، به ترتيب يكى پس از ديگرى، همگى به هم پيوسته و مربوطند. هر گاه بندهاى آنچه را بر او واجب است انجام دهد به همان صورت كه به او رسيده و ما در آن خصوص توضيح داديم، او فردى مؤمن و لايق صفت ايمان و سزاوار ثواب است. و اين از آن روست كه معنى جمله ايمان، اقرار است