تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٤٥٥ - سپس حقوق پيشوايان
١٣- و امّا حق قربانى اين است كه با قربانى، تنها، پروردگارت را بخواهى و رحمت او و پذيرفتنش را خواستار شوى و براى جلب نظر ديگران نباشد؛ پس چون چنين بودى سخت گير و ظاهر ساز نبودهاى و تنها خداى را خواستارشدهاى و بدان كه به راستى خداوند با [كار] آسان، خواسته مىشود [و رضايتش جلب مىشود] و با آنچه دشوار است خواسته نمىشود همان گونه كه خدا از بندگانش آسانگيرى خواسته و سختگيرى را نخواسته است و همچنين فروتنى براى تو نيكوتر از رياست مآبى است زيرا به زحمت اندازى و ولخرجى، شيوه رياست مآبان است ولى در فروتنى و نادار پيشهگى، زحمت و پرخرجىاى نيست. زيرا كه اين دو خصلت موافق سرشت آن دو در نهاد آدمى هستند. و لا قوّة إلّا باللَّه.
سپس حقوق پيشوايان
١٤- و امّا حقّ آن كه بر تو تسلّط دارد [و حكومت مىكند] اين است كه بدانى تو براى پيشوا، آزمون [و آزمايش] هستى و با تسلطى كه خداوند از جانب او، بر تو، قرار داده آزموده مىشود و اينكه خيرخواه او باشى و با او ستيزه نكنى كه به درستى دست قدرت او بر تو گشوده است كه سبب هلاكت خويشتن و او مىگردى. و [در مقابل سلطان، خويشتن را] خاردار و نرم خوئى كن تا خشنودى او را تا بدان جا كه زيانش به تو نرسد و به دينت ضررى نزند، به دست آورى و در اين كار از خداوند مدد خواه و در قدرت با او به رقابت و ضدّيت برنخيز و دشمنى نكن، زيرا كه اگر اين گونه كردى او را سپاس نداشتهاى و بر خودت [هم] ناسپاسى كردهاى و خويش را دستخوش رفتار ناپسند او ساختهاى و او را هم به هلاكت كشاندهاى و سزاوار است كه تو به زيان خود، يارى رساننده او باشى و در هر چه با تو كند، شريك [همصدا] با او باشى و لا قوّة إلّا باللَّه.
١٥- و امّا حقّ استاد تو، بزرگداشت او و احترام گذارى به مجلس اوست و نيكو گوش دادن به سخنان او و رو كردن به او و يارى رسانى به او به سود خودت است تا بتواند دانشى را كه به آن نياز دارى بياموزدت بدان گونه كه ذهن خود را تنها براى [گوش دادن به سخنان] او اختصاص دهى و فهمت را براى او به كار گيرى و با دلى پاك به سخنان او گوش سپارى و چشمت را با روشنى تمام با ترك لذّتها