تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٩٩ - سخن امام حسن
سخن امام حسن ٧ در باره استطاعت
حسن بصرى به امام حسن ٧ اين نامه را نوشت: امّا بعد؛ همانا شما گروه بنى هاشم كشتىهاى روان در دل موجهاى هراس انگيز دريا و نشانههاى تابان نامدار يا همچون كشتى نوح ٧ هستيد كه مؤمنان در آن نشستند و مسلمانان در آن نجات يافتند. اى فرزند پيامبر خدا ٦! علّت نگارش اين نامه و تقديم به حضورت اين است كه ما در معناى قدر اختلاف داريم و در موضع «استطاعت» حيرانيم. ما را از عقيده خود و پدرانت در اين خصوص آگاه ساز؛ زيرا سرچشمه دانش شما، دانش خداست و شما حجّت و گواه بر مردم هستيد و خدا حجّت و گواه بر شماست. فرزندانى هستيد كه پى در پى از يك ديگر تولّد يافتيد و خداوند بسيار شنوا و داناست.
امام حسن ٧ در پاسخ او چنين فرمود: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ. نامه شما به دستم رسيد و اگر آنچه از سرگردانى خود و سرگردانى كسانى كه پيش از تو درگذشتند نمىبود من تو را از آن آگاه نمىكردم. امّا بعد، هر كه به قدر- چه نيك و چه بد- ايمان ندارد و معتقد نيست كه خداوند آن را مىداند به طور قطع او كافر است.
و هر كه گناهان را به خدا نسبت دهد به طور قطع فاجر است. به راستى، خدا به زور اطاعت نشود و به نافرمانى مغلوب نگردد. خدا مردم را به حال خود رها نساخته و از سيطره خويش خارج ننموده، بلكه اوست مالك آنچه به آنها ارزانى داشته و قادر بر هر چه آنان را به انجام آن قدرت بخشيده، بلكه به ايشان امر كرده طبق اختيار خودشان آن را بپذيرند و ايشان را نهى كرده تا از گناهان طبق اختيار خودشان دورى نمايند؛ پس اگر سر به فرمان الهى نهند مانعى نباشد و اگر به گناه گرايش پيدا كنند و خدا خواهد كه بر ايشان منّت گذارد و مانعى بين آنان و گناه ايجاد نمايد، مىتواند چنين كند ولى اگر چنين نكند، او نيست كه آنان را با جبر و زور به گناه واداشته باشد و او نيست كه آنان را بدون تمايل خودشان به آن مجبور كرده باشد؛ بلكه بر آنان منّت نهاده كه اهل بصيرت و معرفت ساخته و بر حذر داشته و امر و نهى فرموده است. سرشت آنان را همچون فرشتگان قرار نداده كه مجبور به طاعت باشند و بر آنچه از آن نهيشان كرده اجبار در اين كار نگذاشته. حجّت رسا از آن خداست كه اگر خواهد همه را هدايت نمايد.
وَ السَّلامُ عَلى مَنِ اتَّبَعَ الْهُدى.