تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٣٥١ - سخنان كوتاهى كه از أمير المؤمنين على
امّا گناهان، به امر و خواست و رضايت خدا نيستند ولى به علم و تقدير اويند كه آنها را در وقت خود مقدّر فرموده، پس بنده به اختيار خود مرتكب آنها گردد و خدايش به خاطر آنها مجازاتش نمايد؛ زيرا خدا او را از آنها نهى كرده بود ولى او از ارتكاب آنها باز نايستاد.
٣٦- اى مردم! خدا را در هر نعمتى حقّى است، هر كه آن حقّ را ادا كند، خدا نعمت او را افزون نمايد و هر كه در اداى آن كوتاهى ورزد، خود را در خطر نابودى و تعجيل عقوبت انداخته است، پس بايد كه خداوند شما را از نعمتها نگران ببيند همان گونه كه از گناهان ترسانتان مىبيند.
٣٧- كسى كه در تنگى و نادارى افتد و آن را حسن نظر خداوند نسبت به خودش نپندارد پاداشى را كه اميدش مىرفت، تباه كرده است و كسى كه خداوند در داراييش گشايش داده و آن گشايش را چون دامى پنهان نداند كه خدا براى غافلگيرى او گذاشته، خود را از حادثه هراس انگيزى در امان پنداشته است.
٣٨- اى مردم! از خداوند درخواست يقين كنيد و ملتمسانه از او عافيت بخواهيد؛ زيرا والاترين نعمت، عافيت است و بهترين چيزى كه در دل ماندگار شود، يقين است. زيانكار آن كس است كه زيان دينى ديده [دينش سالم نمانده] و بر آن كس بايد رشك برد كه از يقين خوبى برخوردار گشته است.
٣٩- آدمى مزه ايمان را نچشد مگر آن كه بداند آنچه بايدش رسيد از وى خطا نكند و آنچه از وى خطا كند نبايدش كه برسد [يعنى به تقدير الهى اعتقاد كامل داشته باشد].
٤٠- مؤمن به چيزى گرفتار نشود كه از محروم ماندن از سه خصلت بر او سختتر باشد. گفته شد كه آنها كدامند؟ فرمود: همراهى با ديگران در مال خود، منصف بودن نسبت به ديگران و خدا را بسيار ذكر كردن؛ امّا من به شما نمىگويم فقط «سبحان اللَّه و الحمد للَّه» گفته شود بلكه مقصودم ياد كردن از خداست در امور حلال و به ياد داشتن خداست هنگام مواجه شدن با امور حرام.
٤١- هر كه در دنيا به آنچه او را بس است خشنود باشد كمتر چيزى كه در آن هست او را كفايت مىكند و هر كه به آنچه او را بس است خشنود نباشد در دنيا چيزى نيست كه او را كفايت نمايد.