تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٧٣ - سخنرانى أمير المؤمنين على
و ويژگىاش نيكويى و اثرش بزرگوارى است. ايمان روشنترين برنامه است كه گلدسته نمايان و چراغهاى تابان دارد و هدفش بلند و ميدان مسابقه آماده و هموار است فراهم آورنده شهسواران است كه هر يك از آنان براى دستيابى به جايزه بر يك ديگر پيشى گيرند.
ياورانش ديرين و سوارانش ارجمند است و اعمال نيك علامت آن است و پاكدامنى چراغهايش و مرگ پايانش. دنيا جولانگاه آن است و قيامت جايگاه مسابقه دهندگانش است و بهشت جايزهاش و دوزخ جزاى عقب ماندگان آن. تقوى ساز و برگ آن است و نيكوكاران پهلوانانش؛ پس با ايمان به كردارهاى نيكو مىتوان راه يافت و با كردارهاى نيك مىتوان فهم دين را رواج داد و فهم دين، ترس از مرگ در پى دارد و با مرگ دنيا پايان يابد. به دنبال دنيا، آخرت در رسد و به قيامت نزديكى بهشت احساس شود و بهشت مايه حسرت دوزخيان گردد و دوزخ مايه پند پارسايان و پارسايى ريشه احسان است.
پارسايى هدفى است كه هر كس دنبال آن رود هلاك نشود و هر كس آن را به كار بندد پشيمان نگردد؛ زيرا در سايه پارسايى است كه مردم كامجو، كامياب شوند و در اثر نافرمانى، زيانكاران زيان بينند؛ پس بايد عاقلان [از اعمال زشت] بازايستند و پارسايان يادآورى پذيرند.
ايمان بر چهار پايه استوار است: شكيبايى، يقين، عدل و جهاد. شكيبايى را چهار شاخه است: شوق، بيم، زهد و انتظار؛ پس آن كه مشتاق بهشت است شهوتها را فراموش نمايد و آن كه از آتش دوزخ بيم دارد از محرّمات بپرهيزد و آن كه در دنيا زهد پيشه نمايد تحمّل مصيبتها بر وى آسان گردد و آن كه در انتظار مرگ باشد به كارهاى نيك شتاب نمايد.
يقين را چهار شاخه است: بينش هوشمندانه، دريافت حكيمانه، پند پذيرى از امور عبرت آميز و توجّه به روش پيشينيان؛ پس هر كه هوشمندانه نگرد، حكمت بر وى آشكار گردد و هر كه حكمت بر وى آشكار شود، آثار و حوادث عبرت آميز را بشناسد و هر كه عبرتشناس شد، راه و روش زندگى كردن را شناخته و گويى با گذشتگان، درگذشته زندگى كرده است.