تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ٢٥٩ - از سخنان حكمت آميز أمير المؤمنين على
اى مردم! هيچ كس به زبر دستى خود نتواند ذرّهاى [بر روزى خويش] بيفزايد و در اثر نابخردى خويش نيز نتواند ذرهاى از آن بكاهد؛ پس هر كس به اين نكته پى برد و به كار بندد در سوديابى از آسودهترين مردم است و هر كس آن را وانهد از همه مردم زيانمندتر است. چه بسا شخصى كه به او نعمت ارزانى شده به وسيله همان نعمتها غافلگير شود [و خدا را به فراموشى بسپارد] و چه بسا گرفتارى، در نظر مردم، كه در اثر همين گرفتارىها، خدايش توفيق خودسازى دهد [تا از اجر بيشترى برخوردار گردد] پس اى شنونده! از مستى خود به هوش آى و از خواب غفلت بيدار شو و از شتابت بكاه و در باره آنچه از جانب خداوند متعال به تو رسيده، نيك بينديش! سخنانى كه نه در آنها خلافى است و نه از آنها گريزى و نه گزيرى. ديگر ناز و تفاخر مكن و از خود خواهى دست بردار و خود را آماده ساز و به ياد قبر خويش باش كه آنجا گذرگاه و آخرين منزل تو خواهد بود. آنسان كه دهى، دريافت كنى و آن گونه كه بكارى، درو نمايى و هر چه كنى همان با تو كنند و هر چه امروز پيشاپيش بفرستى، فردا ناگزير بر آن درآيى؛ پس بايد فكر تو از اندرزهاى داده شده بهرهمند گردد و آنچه را شنيدى و وعده داده شدى، حفظ نمايى و آويزه گوش خود سازى. به هر حال؛ بر سر دو راهى قرار گرفتهاى: يا بايد فرمانبردار خدا باشى و آنچه را شنيدى با جان و دل انجام دهى، يا به آنچه اطلاع يافتى، حجّت خدا بر تو تمام شده است [و روز قيامت هيچ بهانهاى نخواهى داشت]. [پس اى شنونده!] پرهيز، پرهيز! كوشش، كوشش! زيرا كسى «تو را چون خداوند آگاه، آگاه نمىسازد» [سوره فاطر (٣٥)، آيه ١٤].
همانا يكى از حكمهاى قطعى و تغيير ناپذير خداوند در قرآن حكيم كه انجام دادن آن خدا را خشنود سازد و ترك آن او را خشمگين نمايد و ملاك پاداش و كيفر مىباشد، اين است كه انسان هر چند خوش ظاهر و خوشگفتار و فاضلتر باشد، آنگاه كه از دنيا بيرون رود و خدا را ديدار كند در حالى كه يكى از اين گناهان در او باشد و از آن توبه نكرده باشد، مؤمن به شمار نمىآيد! و آن گناهان عبارتند از: در عبادتى كه خداوند بر او واجب كرده، كسى را شريك خدا گرداند [يعنى ريا در واجبات نمايد]، براى فرو نشاندن خشم خود، خويشتن را به هلاكت افكند، كارى را تعهّد نمايد ولى خلاف انجام دهد، نيازهاى خود را با بدعتگذارى در دين، به دست مردم برآورده سازد، خوش دارد كه مردم به كار نيكى كه انجام نداده، تمجيدش نمايند، با مردم دورويى نمايد يا دو زبانى، زورگويى و قدرت نمايى.