تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١٢٣ - نامه أمير المؤمنين على
و همان گونه كه خواهى به تو نيكى كنند، تو نيز به ديگران نيكى كن. آنچه از ديگران زشت شمارى از خود نيز زشت شمار. آنچه از مردم به تو مىرسد و خشنودت مىسازد، سزاوار است از تو نيز به مردم همان رسد. آنچه نمىدانى مگوى، هر چند آنچه مىدانى اندك باشد و آنچه نمىپسندى كه به تو گويند، تو نيز بر زبان مياور و بدان كه خود پسندى ضدّ درستفهمى و آفت خرد آدمى است. و چون راه خويش يافتى، به پيشگاه پروردگارت بيشتر خاشع باش. و بدان كه در برابر تو راهى است بس دراز و با مشقت بسيار و سخت هراسناك و ناهموار. به راستى كه تو بىنياز نيستى در اين تكاپو از جستجو كردن به طرزى نيكو. توشه خود را به آن مقدار برگير كه تو را برساند، در عين سبكبارى؛ پس بيش از توان خويش بار بر پشت منه كه سنگينى آن بر تو گران آيد. هر گاه از مستمندان كسى را يافتى كه توشهات را تا روز قيامت برمىدارد و در آن روز كه روز نيازمندى توست همه آن را به تو باز پس مىدهد، چنين كسى را غنيمت شمار و نيز غنيمت بشمر كسى را كه در زمان توانگريت از تو وام درخواست نمايد و تو زمان بازپرداخت آن را در روز تنگدستى خود قرار داده.
و بدان كه پيشاپيش تو گردنهاى است بس دشوار. جاى فرود آمدن از آن گردنه يا بهشت است يا دوزخ؛ كسى كه سبكبار باشد در عبور از آن گردنه، نيكو حالتر از كسى است كه سنگين بار باشد. پس پيش از فرود آمدنت براى خويش پيشرويى فرست.
و بدان كه كسى كه حقيقت گنجينههاى دنيا و آخرت در دست اوست به تو اجازه داده كه از او درخواست نمايى و خود اجابت آن را بر عهده گرفته است و از تو خواسته كه از او بخواهى تا عطايت كند و او مهربان است و ميان تو و خود كسى را نگمارده و از تو در پرده نشده و تو را به كسى وانگذاشت كه نزد او ميانجىگرى كند و اگر مرتكب گناهى شدى از توبهات بازنداشت و چون بازگشتى سرزنشت ننمود و در كيفرت شتاب نفرمود و در آن زمان كه در خور رسوايى بودى، رسوايت نساخت و به سبب گناهى كه از تو سر زده جريمهاى نخواست و از رحمت خود نوميدت نگردانيد و در قبول توبه بر تو سخت نگرفت روى گردانيدن تو از گناه را كار نيك شمرد و گناه تو را يك بار كيفر دهد و كار نيك تو را ده بار پاداش دهد و در توبه را برايت باز گذارد و چون ندايش دهى و به راز سخن گويى، آن را مىشنود؛ پس حاجت خود را به او عرضه دارى و حقيقت حال خود را به او بازگو كنى