تحف العقول ت حسن زاده - ابن شعبه حرّاني - الصفحة ١١٧ - نامه أمير المؤمنين على
پسر جانم! بدان كه بهترين و محبوبترين چيزى كه از اين اندرزم به كار بندى، از خدا ترسيدن است و بر آنچه بر تو واجب ساخته، بسنده كردن؛ و رفتن به راهى كه پدرانت پيمودند و نيكان خاندانت بر آن راه بودند؛ زيرا آنان همواره بر كار خود نظر داشتند، همان گونه كه تو بايد نظر كنى و به حال خود مىانديشيدند، همان گونه كه تو بايد بينديشى تا سرانجام، نتيجه فكرشان در اين باره اين شد كه هر چه را بدانند به كار بندند و از آنچه به آن تكليف نشدند خوددارى نمايند؛ پس اگر نفس تو از به كار بردن شيوه آنان سر باز مىزند و مىخواهد خود حقايق را دريابد، چنان كه آنان دريافته بودند؛ پس بايد جستجوگرى تو از روى فهم و دانش خواهى باشد نه اينكه به گرداب شبههها درافتادن و به بحث و جدل بيهوده پرداختن و پيش از اينكه اين راه را بپويى بايد از خداى خود، يارىجويى و براى توفيق خود به او روى آورى و از هر چه تو را به شبهه كشاند يا به گمراهىات دراندازد، احتراز كن و چون يقين كردى دلت صفا يافت و خاشع شد و انديشهات فراهم شد و به كمال رسيد و همه سعى تو بر يك چيز منحصر گرديد، آنگاه در آنچه در اين وصيّت برايت روشن ساختم بنگر. و اگر به نظر خودت چنان كه بايد و شايد برايت آمادگى فكرى فراهم نشد، بدان كه چون شبكورى باشى كه پيش پاى خود را نمىبيند و به راه خطا مىرود.
كسى كه به خطا مىرود و حقّ و باطل را به هم مىآميزد، جوينده دين نيست و بهتر آن است كه از رفتن باز ايستد.
به راستى آغاز و انجام آنچه در اين باب با تو شروع مىكنم اين است كه من در برابر تو، معبود خويش و معبود تو و معبود نياكانت را از اول تا آخر و پروردگار آنچه در آسمانها و زمين است بدان چه او را شايد و چنانچه او را بايد و چنانچه دوست دارد و سزد، سپاس مىگويم.
و از او خواستاريم كه از سوى ما بر پيامبر خود و خاندانش و بر همه پيامبران الهى و رسولان خود صلوات فرستد با صلواتى كه همه آفريدگانش به او فرستند.
و نيز خواستاريم كه نعمت خود را بر ما تمام كند در آنچه ما را توفيق عطا فرموده و در برابر درخواست، اجابت ما را قرار داده؛ زيرا در سايه لطف و نعمت او كارهاى نيك كمال پذيرد.