ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٥٧
مصنف (ره) هم از اين اخبار همين معنى را استفاده كرده است. از مجلسى (ره)- «و لم يكن للَّه فيه من نصيب» يعنى هيچ كدام اعمالش را خدا نپذيرد، يا اين كه از سعادتمندانى كه حزب خدايند نيست بلكه از اشقياء است كه حزب شيطانند و حمل بر مبالغه شده يعنى از اولياء خلق خدا نيست، سپس ظاهر اين است كه اين حقوق نسبت به مؤمن كامل و كسى است كه در راه خدا با او برادر است و گر نه رعايت همه آنها نسبت به عموم شيعه حرج بزرگى است و بلكه ممتنع است مگر مقيد به امكان گردد.
«اتى عليك شفيق» يعنى من بر تو مىترسم و يا مهربانم كه مبادا آنها را ضايع كنى، و به هر تقدير دلالت دارد بر اينكه جاهل معذور است و در آن شكى نيست در صورت نبودن راهى براى تحصيل علم ولى دريغ امام از تعليم او مورد اشكال است و تجويز ترك تعليم مشكل است و گرچه مانند آن در باب نهى از تعليم وجوب غسل احتلام به زنها وارد شده است و با اينكه ظاهر آيات و اخبار وجوب تعليم هدايت است و ارشاد گمراه خصوص نسبت به ائمه (ع) با عدم خوف و تقيه كه ظاهر اين مقام است.
و خدا هم فرموده است (١٥٩ سوره بقره): «به راستى آنها كه كتمان كنند بينات و هدايت را پس از آنكه ما آن را در كتاب براى مردم بيان كرديم، آنانند كه خدايشان لعنت كند و لعنت كند آنها را هر لعنتكنندهاى» و ممكن است به دو وجه جواب داد:
١- غرض امام از امتناع ترك بيان نبوده است بلكه غرض تشويق مخاطب براى شنيدن و بيان عظمت مطلب بوده.
٢- اينكه اين مؤيد استحباب اين حقوق باشد و وجوب بيان مستحبات براى همه مردم خصوص با نگرانى ترك عمل بدان معلوم نيست خصوص اگر براى بعضى ذكر شود كه موجب اختفاى آن نگردد.