ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢١٣ - باب خوف و رجاء
براى آن كار كند و هر كه از چيزى ترسد از آن گريزد.
٧- از امام صادق (ع) كه فرمود:
به راستى از عبادت است سخت ترسيدن از خدا عز و جل، خدا مىفرمايد (٢٨ سوره فاطر): «همانا دانشمندانند كه از خدا ترسانند» و خدا جل شأنه فرمايد (٤٤ سوره مائده): «از مردم نترسيد و از من بترسيد» و فرمود تبارك و تعالى (٢ سوره طلاق): «هر كه بترسد از خدا براى او گشايشى مقرر سازد».
گويد كه: امام صادق (ع) فرمود: به راستى حبّ بزرگ منشى و شهرت در دل شخص ترسان و هراسان نيست.
٨- از على بن الحسين (ع) كه فرمود: مردى خاندان خود را به كشتى سوار كرد و به دريا اندر شد و كشتى آنها شكست و از سرنشينان كشتى جز همسر آن مرد نجات نيافت، او بر تخته پارهاى از كشتى بر نشست و موجش به يكى از جزيرهها برد، در آن جزيره مردى راهزن بود كه همه كارهاى ناشايسته را كرده و همه غدقنهاى خدا را شكسته بود چيزى ندانست جز اين كه آن زن بالاى سرش آمد و ايستاد، سر به سوى او برداشت و گفت:
آدمىزاده هستى يا پرى؟ گفت: آدمىزادهام، با او سخنى نگفت و به او در آويخت و ميان دورانش نشست به مانند شوهرى با زن خود و چون آهنگ او كرد، آن زن به خود لرزيد، آن راهزن گفت: چرا بر خود مىلرزى؟ در پاسخ گفت: از اين مىترسم، با دست خود اشاره به آسمان كرد، آن مرد گفت: چنين كارى كردهاى؟ گفت: نه به عزت او سوگند، مرد راهزن گفت: تو چنين از خدا مىترسى با اين كه از اين هيچ نكردى و من اكنون تو را به زور بر آن داشتم، به