ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٠٣ - باب در اينكه ايمان بدون انجام واجبات و ترك محرمات پذيرفته نيست ٣٠
و در سوره الحاقه نازل كرد (٢٥): «و اما كسى كه نامه عملش به دست چپش آيد گويد اى كاش كه به من نامه عملم نرسيده بود (٢٦) اى كاش نمىدانستم حسابم چيست (٢٧) اى كاش كارم گذشته بود (٢٨) دارائيم به درد من نخورد تا آنكه فرمايد به راستى او بود كه ايمان به خداى بزرگ نداشت» اين هم مشرك است، و در طسم (٩٠ سوره شعراء):
«دوزخ خود را نمود براى گمراهان (٩١) به آنها گفته شد شما در كجاها پرستش مىكرديد (٩٢) جز خدا را آيا شما را يارى كردند و يا ياورى جستند (٩٣) پس به رو در افتادند در آن با گمراهان (٩٤) و با لشكرهاى ابليس همگى» جنود ابليس نژادهاى او است از شياطين و فرموده او كه (گويند) «ما را گمراه نكرد جز مجرمان» مقصود از آن همان مشركانند كه اينان بدانها اقتداء كردند و در شريك از آنها پيروى كردند و ايشان همان قوم محمدند (ص) احدى از يهود و نصارى در آنها نيست، مصدق آن قول خدا عز و جل است (١٢ سوره ص): «پيش از آنها قوم نوح تكذيب كردند» (١٧٦ سوره شعراء): «اصحاب؛ ايكه؛ تكذيب كردند» (١٦٠ سوره شعراء): «قوم لوط تكذيب كردند» در ميان اينان نبود يهودىها كه گفتند: عزيز پسر خدا است، و نه نصارى كه گفتند: مسيح پسر خدا است. محققاً خدا يهود و نصارى را به دوزخ برد و هر قومى را به عملشان به دوزخ برد، اين است گفته آنها كه گمراه نكرد ما را جز مجرمان، زيرا ما را به روش خودشان دعوت كردند.
اين است معنى قول خدا عز و جل در باره آنها چون همه را در دوزخ گرد آورد (٣٦ سوره اعراف): «گويند دستههاى بعدى به دستههاى نخست خود پروردگارا اينانند كه ما را گمراه كردند آنها را عذاب دو چندان بده در دوزخ».