ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٤٩٥ - باب برادر بودن مؤمنان با يك ديگر
١٠- از فضيل بن يسار، گويد: از امام باقر (ع) شنيدم مىفرمود كه:
چند تن از مسلمانان به سفرى بيرون شدند و راه را گم كردند و به سختى تشنه شدند و كفن در بر كردند (كنار راه رفتند خ ل) و به ريشههاى درخت چسبيدند و شيخى سفيد پوش نزد آنها آمد و گفت:
برخيزيد، باكى بر شما نيست، اين هم آب، برخاستند و نوشيدند و سيراب شدند، پس گفتند: تو كيستى؟ خدايت رحمت كناد، گفت:
من از آن پريانم كه با رسول خدا (ص) بيعت كردند و به راستى من از رسول خدا (ص) شنيدم مىفرمود: مؤمن برادر مؤمن است، چشم و رهنماى او است، شما نبايد در حضور من از ميان برويد.
١١- گويد: شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نكند و او را واننهد [و غيبت او نكند و به او خيانت نورزد و از او دريغ ندارد] ربعى (كه راوى از فضيل بن يسار است) گويد: مردى از هم مذهبان ما در مدينه از من پرسيد، تو خود شنيدى كه فضيل بن يسار اين را مىگفت؟ به او گفتم: من خودم شنيدم كه امام صادق (ع) مىفرمود:
مسلمان برادر مسلمان است، به او ستم نكند و او را گول نزند و او را واننهد و غيبت او را نكند و به او خيانت نورزد و از او دريغ ندارد.