ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٣٧ - باب ورع
٨- از حفص بن غياث، گويد: از امام صادق (ع) پرسيدم پارساترين مردم كيست؟
فرمود: آنكه از هر چه خدا عز و جل حرام كرده است بر حذر باشد.
٩- از ابى اسامه كه شنيدم امام صادق (ع) مىفرمود:
بر تو باد به تقوى از خدا و به پارسائى و كوشش و راستگوئى و امانت پردازى و خوش اخلاقى و خوش همسايگى، شما بىزبان به سوى خود دعوت كنيد، و زيور مذهب باشيد نه ننگ آن، بر شما باد به درازى ركوع و سجود، زيرا هر كدام شما ركوع و سجود را به درازا كشد، ابليس از دنبالش به فرياد آيد و گويد: واى بر من، آدمى فرمان برد و من نافرمانى كردم، او سجده كرد و من سر باز زدم.
١٠- از على بن ابى زيد از پدرش، گفت: من نزد امام صادق (ع) بودم كه عيسى بن عبد الله قمى نزد او آمد و به او خوش آمد گفت: و او را نزد خود نشانيد و سپس فرمود: اى عيسى بن عبد الله، از ما نيست و ارجمندى ندارد كسى كه در شهرى باشد كه ١٠٠ هزار و اندى در آن هستند و يكى در آن شهر از او پارساتر باشد (يعنى از مخالفان مذهب شيعه زيرا خود شيعه شايد كه بر هم برترى داشته باشند).
١١- از عمرو بن سعيد بن هلال كه به امام صادق (ع) گفتم: به من سفارشى كن.