ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٦٩٣
را بر خود مسلط مكن به واسطه ترك تقيه يا به واسطه سستى و مدارا با آنها تا آنجا كه زيانمند شوى مثل اينكه ضامن آنها بشوى يا از طرف آنها متحمل چيزى شوى كه تاب آن ندارى يا آنها را به طمع اندازى كه حكم به خلاف حق بدهى يا در آنچه روا نيست با آنها موافقت كنى. از مجلسى (ره)- نماز اصل اسلام است چون بىآن بر پا نشود، و زكاة فرع آن است زيرا بىآن درست نگردد، و برخى گفتهاند چون نماز بىزكاة درست نيست و جهاد كنگره نيروى آن است چون سبب برترى و پيشرفت اسلام است. از مجلسى (ره)- در شرح حديث ١- اين حديث دلالت دارد كه ايمان و اسلام يك معنى ندارند و غير مؤمن از فرق اسلام مستحق ثوابِ آخرت نيست چنانچه ميان اماميه معروف است.
و در شرح حديث ٢- گويد اين حديث دلالت دارد بر اصطلاح ديگرى براى ايمان و اسلام و آن اين است كه اسلام خود عقائد است و ايمان عقائد است با عمل به مقتضاى آن از انجام واجبات و ترك كبائر و اين اصطلاح ديگرى است جز اصطلاح پيشين و بسا كه اين خبر چنين شرح شده است كه مقصود از اقرار، اعتراف زبانى به شهادتين است و مقصود از عمل، عمل دل است كه آن عبارت از تصديق به هر آنچه است كه پيغمبر (ص) آورده است. از مجلسى (ره)- «قالَتِ الْأَعْرابُ آمَنَّا» در باره جمعى از بنى اسد نازل شده كه در سال قحطى به مدينه آمدند و نزد پيغمبر اقرار به شهادتين كردند و به رسول خدا مىگفتند: ما بابنه و عيال نزد شما آمديم و مانند بنو فلان با شما نجنگيديم، و مقصودشان گرفتن صدقه و منّت نهادن بود «قُلْ لَمْ تُؤْمِنُوا» شما هنوز عقيده و تصديق قلبى پيدا نكردهايد. از مجلسى (ره)- از اين خبر ظاهر شود كه ميان ايمان و اسلام دو فرق است: