ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٩
مورد استحقاق همان عقاب و كيفر بزهكار باشد و مجرد لطف مجوز آزار مكلف نيست.
عوض، از آزار نفعى است كه براى استحقاق باشد و احترام دريافتكننده و تجليل او در آن منظور نباشد، و اين عوض بر خدا لازم شود كه به مكلف بپردازد در برابر آزارى كه به او رساند يا نفعى كه از او دريغ كند بمصلحت ديگران و يا در برابر غمى كه به او دهد به واسطه علم بديهى يا كسبى يا ظن و گمان، امّا آنچه مستند بكار خودِ بنده باشد موجب عوض بر خدا نيست. زُهد، بىرغبتى به دنيا و امور مادى است كه زودگذر و فانى هستند و با اندك توجهى دانسته مىشود كه حقيقتى ندارد و لذتى بشمار نمىآيند، تا هفت آنها را در قرآن مجيد بر شمرده است (١٤ سوره آل عمران): «جلوه كرده است براى مردم فريب آميزى شهوات از: ١- زنها ٢- فرزندان ٣ و ٤- انباشتههاى طلا و نقره ٥- اسبهاى نشان دار (اتومبيل و مترو و كشتى و هواپيما و ... و ..) ٦- رمههاى چهارپايان (از گوسفند و گاو و شتر) ٧- كشتزارها كه همه اينها بهره زندگى در اين دنيا است و خدا است كه سرانجام خوب نزد او است».
و به اضافه خودخواهى و جاهپرستى و زورگوئى، همه شئون دنيوى ده مىشود كه به اعتبار آنها زُهد داراى ده جزء است و بالاترين درجه زُهد كه مىتوان گفت از خود گذشتگى است، اول درجه ورع و پارسائى است زيرا حقيقت زُهد نخواستن و بىرغبتى است ولى ورع كنارهگيرى و گريز از شئون دنيا است و چون مقامات ورع به نهايت رسد مقام شهود حاصل گردد كه حقائق نامرئى بر شخص عيان شود و در اينجا است كه از هر چه پيش آيد خوش آيد، و اين مقام رضا است. از مجلسى (ره)- قوله، أو قادر- اين ترديد از ثمالى يا راوى