ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٠٥ - باب تفويض بر خدا و توكل بر خدا
كه (٣ سوره طلاق): «و هر كه توكل مىكند بر خدا او را بس است» و فرموده (٧ سوره ابراهيم): «اگر شكر كنيد، براى شما بيفزايم» و فرمود (٦٠ سوره مؤمن): «مرا بخوانيد تا براى شما اجابت كنم».
٧- از حسين بن علوان، گويد: ما در مجلسى بوديم كه در آن دانشجو بوديم و در ضمن يكى از مسافرتها هزينه من به پايان رسيد و يكى از يارانم به من گفت: براى اين گرفتارى كه به تو نازل شده به چه كسى اميدوارى؟ گفتم: به فلانى، گفت: به خدا، در اين صورت حاجت روا نشوى، و به آرزويت نرسى و خواست تو بر آورده نگردد، گفتم: خدايت رحمت كناد، از كجا دانستى؟
گفت: به راستى امام صادق (ع) به من باز گفت كه: در يكى از كتب خوانده است كه خدا تبارك و تعالى مىفرمود: به عزت و جلال و مجد و رفعتم و بر عرشم سوگند كه محققاً آرزوى هر آرزومندى را (از مردم) كه به جز خودم باشد با نوميدى مىبرم و به او جامه خوارى مىپوشم در نزد مردم، و او را محققاً از نزديك خود دور كنم و از فضل خود كنار زنم، آيا در سختيها اميد به جز من دارد؟ با اين كه همه سختيها به دست من است؟ به ديگرى توجه دارد و با انديشه در ديگران را مىكوبد با اين كه كليدهاى هر درى به دست من است و همه درها بسته است و در خانه من باز است براى هر كه دعا كند، كيست كه در گرفتارىهاى خود به من آرزومند است و من راه آنها را بر او بريدهام؟ كيست براى امر بزرگى به من اميدوار شده و من اميد او را بريدهام؟ من آرزوهاى بندگانم را نزد خودم نگهداشتهام و آنان به نگهدارى من رضايت ندادند و آسمانهاى خود را پر كردم از كسانى كه از تسبيح من خسته و گرفته نشوند و