ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٢
خدا تعالى (٢٩ سوره فتح): «نشانه آنها در رخسارهاشان از اثر سجده است» و لازم نيست معرفت عمومى باشد بلكه ائمه و فرشتهها آنها را بدين نشانه مىشناسند، از مجلسى (ره). از مجلسى (ره)-
قوله «او من اريد به رسول اللَّه»
در ائمه مورد اجماع است و در جز آنان از سادات و علماء مورد اختلاف است و نديدم كسى از اصحاب ما تصريح به حرمت كرده باشد. از مجلسى (ره)-
«من ذلك السرور»
يعنى بسبب او، و اين مؤيد آن است كه به واسطه شادى نمونهاى آفريده شود نه اينكه خود عمل مجسم گردد. از مجلسى (ره)- ناصبى در عرف اخبار شامل مخالفانى كه در مذهب خود تعصب دارند مىشود و غير ناصبى همان مستضعفانند. از مجلسى (ره)- مقصود سوار كردن هزار مجاهد است براى جهاد در راه خدا يا اعم از آن و از فرستادن به حج و زيارت. ابهام از دست باشد يا پا، و اول اظهر است و خاك شدن ابهام مانع گزيدن نيست زيرا خاك آن هم چون خودش عذاب پذير است و شايد خدا در آن حس دردناكى آفريند، انتهى. و من مىگويم: محتمل است كه گزيدن در كالبد مثالى باشد يا در روزهاى اول باشد و دردش در روح تا قيامت بماند، از مجلسى (ره). از مجلسى (ره)-
«كان أسوأ حالا»
دو احتمال دارد:
١- ضمير كان به معذور برگردد، يعنى آنكه حاجت را رد كرده و معذور شمرده شده بدحالتر است زيرا طالب حاجت از مؤمنان كامل آبرومند است و رد حاجتش زشتتر است، تا آنكه گويد: از يكى از فضلاى نزديك به عصر ما روايت شده كه گفته: مقصود به عذر اسقاط حق است در آخرت و بدحالتر بودن براى آن است كه منتى بر سر او گذارده و سودى هم