ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٥٠٣ - باب حق مؤمن بر برادرش و اداى حق او
٧- به سوگند او وفادارى كنى، دعوت او را بپذيرى، بيمار شد به ديدارش روى و در جنازه او حاضر شوى و هر گاه بدانى او را حاجتى است به انجام آن برايش پيش دستى كنى و او را ندارى تا از تو خواهش آن كند ولى بشتاب و در انجام آن به گوش و هر گاه چنين كردى دوستى خود را به دوستى او پيوستى و دوستى او را به دوستى خداوند پيوستى (اين است معنى روابط دوستانه متبادله).
٣- از عبد الأعلى بن اعين، گويد: (برخى) از اصحاب ما نوشتند و چيزهائى از امام صادق (ع) پرسيدند و به من فرمان دادند كه از آن حضرت حق مسلمان را بر برادرش بپرسم، پرسيدم و به من پاسخى نداد، چون آمدم كه با او وداع كنم، به او گفتم: پرسيدم و جواب نداديد؟ فرمود: من مىترسم شما كافر شويد، به راستى از سختترين چيزها كه خدا بر خلقش واجب كرده سه تا است:
عدالتورزى مرد از طرف خودش تا اينكه نپسندد براى برادرش از طرف خودش جز آنچه بپسندد براى خودش از طرف او.
همراهى برادر با مال و دارائى.
ذكر خدا در هر حال كه نه لفظ سبحان اللَّه و الحمد للَّه است ولى در نزد آنچه خدا حرام كرده ياد خدا كند و آن را وانهد.
٤- از امام صادق (ع) كه فرمود:
خدا با چيزى عبادت نشود كه بهتر از اداى حق مؤمن باشد.