ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٦٩ - باب صبر
٢- فرمود:
صبر از ايمان چون سر است نسبت به تن، و چون سر برود، تن هم برود، و همچنين صبر كه رفت ايمان هم رفته.
٣- از حفص بن غياث، گويد: امام صادق (ع) فرمود:
اى حفص، هر كه صبر كند، اندكى صبر كرده و هر كه بىتابى كند، اندكى بىتابى كند، سپس فرمود: بر تو باد كه در كارت صبر پيشه كنى، زيرا خدا محمد (ص) را مبعوث كرد و او را به صبر و نرمش دستور داد و فرمود (١٠ سوره مزمل): «صبر كن بر آنچه مىگويند و به خوشى از آنها كناره كن (١١) مرا با نعمت خوارگانى كه تو را تكذيب كنند باز گذار» و فرمود تبارك و تعالى (٣٥ سوره فصلت): «دفاع كن بدان چه نيكوتر است بدى را تا به ناگاه آنكه ميان تو و او دشمنى است، گويا دوستى صميمى باشد (٣٦) و بر نخورند آن را جز آن كسانى كه صبر كردند و بر نخورد بدان جز صاحب بهره فراوان» پس رسول خدا (ص) صبر كرد تا به او وصلههاى بزرگى چسباندند (چون سحر و جنون و كذب) و او را بدانها متهم كردند، پس سينه او تنگ شد و خدا عز و جل به او آيه نازل كرد (٩٧ سوره حجر): «و محققاً مىدانيم كه دل تنگ شدى از آنچه كه مىگويند (٩٨) پس تسبيح گو پروردگارت را و بوده باش از سجدهكنندهها» سپس او را تكذيب كردند و متهم نمودند و از آن غمنده شد و خداى عز و جل فرو فرستاد (٣٣ سوره انعام): «و محققاً مىدانيم كه تو را غمنده كند آنچه را كه مىگويند، به راستى آنها تو را دروغ گو نشمارند بلكه ستمكاران آيات ما را انكار كنند (٣٤) محققاً چه رسولانى پيش از تو تكذيب شدند و