ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٥
شده و شايد اشاره باشد به اينكه انبياء و رسولان و فرشتهها و حمله وحى و اوصياء مبلغ احكام همه در اين توصيه و سفارش شركت دارند و بعلاوه هر عقل مستقيمى هم در آن شريك است زيرا حكم به احترام پدر و مادر حكم شرع صرف نيست بلكه وجدان و تعقل بشرى هم بدان حكم مىكند و اين خود تأكيد بسزائى است علاوه بر اينكه اگر تعبير بدان براى صرف تعظيم هم باشد خودش به نوعى دلالت بر تأكيد و مبالغه دارد.
٣- سفارش را متوجه به نوع انسان نموده است و چون آيه بنى اسرائيل به عنوان خطاب به جمع ادا نكرده است و اين خود دلالت صريح به عموم حكم براى هر فردى دارد و اما خطاب متوجه جمع حاضرى است و خطابات قرآن هم چنين است و مخصوص موجودين در وقت خطاب و شركت ديگران با آنها در حكم مستفاد از آن دليل خارج استفاده شده است نه از خود آيه، و محققين از علماى اصول بر اين عقيده رفتهاند.
٤- تعبير به «الناس» نكرده است براى افاده تعلق حكم به هر فردى از افراد انسان به طور وضوح.
٥- عدم ذكر لفظ احسانى كه از اسقاط آن دو نكته فهميدن توان:
الف- اشعار به اينكه احسان در اين مقام متعين است و نبايد جز آن گمان برد.
ب- براى افاده عموم نسبت به هر گونه احترام و اكرامى كه در ذهن درآيد و اين خود مبالغه و تأكيد فراوانى دارد.
٦- آوردن ضمير در «والديه» به خلاف آيه ديگر كه «بالوالدين» و بىضمير است زيرا در اين ارتباطى كه از ضمير فهم شود طلب توجه و مهر و دلسوزى است و يادآورى نسبت خويشى و رحم نزديك و انگيزش علاقه طبيعى است و خود اشاره به علت حكم است و بيان اينكه اهتمام بدين امر مصلحت خود آنها است و مزيد اختصاصى دارد كه نياز به سفارش و توصيه