ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٢٧٧ - باب صبر
١٠- از سماعة بن مهران، گويد: أبو الحسن (ع) به من فرمود:
چه تو را از حج باز داشت؟ گويد: گفتم: بدهكارى بسيارى بر عهدهام افتاده و مالم از دستم رفته و بدهكارى كه به گردنم آمده مهمتر است از رفتن مالم و اگر نبود كه يكى از اصحاب ما در سفر به من كمك كرد، نمىتوانستم از خانه بيرون آيم.
به من فرمود: اگر صبر كنى وضعت رشك آور شود و اگر صبر نكنى خدا آنچه مقدر است اجرا كند، بخواهى يا نخواهى.
١١- از اصبغ از امير المؤمنين (ع) فرمود:
صبر دو صبر است: صبر در مصيبت كه خوب و خوشايند است و بهتر از آن صبرى است كه در برابر آنچه خدا بر تو حرام كرده بكنى؛ و ذكر دو ذكر است: ذكر خدا عز و جل در وقت مصيبت و برتر از آن ذكر خدا است در برابر آنچه خدا بر تو حرام كرده است تا اين كه مانع تو باشد (از كار حرام).
١٢- رسول خدا (ص) فرمود:
محققاً زمانى بيايد كه به ملك و سلطنت نرسند جز با كشتار و ديكتاتورى و زور و به توانگرى نرسند جز به وسيله غصب مال مردم و بخل، و به دوستى يك ديگر نرسند جز به وسيله بيرون بردن از دين و پيروى از هواى نفس، هر كه چنين زمانى را درك كند و به فقر صبر كند با اينكه قادر است بر توانگرى و تحصيل ثروت، و بر دشمنى