ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٤٠
صله رحم است از ابن عباس نقل شده و از امام صادق (ع) هم روايت شده، و گفتهاند: مقصود پيوست با مؤمنان است كه آنها را دوست دارند و يارى كنند. سپس ظاهر اين است كه منظور امام صادق تنبيه عبد اللَّه و يادآورى او به آيه بوده است تا بر گردد و توبه كند، و گر نه آنچه امام با او كرده قطع رحم نبوده بلكه مهرورزى و خيرخواهى او بوده تا از فسق بلكه كفر برگردد زيرا او از آن حضرت خواستار بيعت بود براى فرزند شوم خود چنانچه شرح آن گذشت يا چيز ديگرى مىخواسته مانند آن و هر چه بوده چون به مخالفت و ستيزه با امام كشيده در حد شرك به خدا بوده، و نيز مانند او (ع) كارى نمىكرد كه نياز به يادآورى آيه قرآن باشد و ذكر اين براى مصلحت بوده تا عبد اللَّه يادآور شود عقوبت خدا را و مخالفت با امام خود را ترك كند، و مقصود از پريشانى، براى عبد اللَّه بوده است كه از حق بيرون رفته نه براى خودش، ولى حديث دلالت دارد بر حسن رعايت رحم و اگر چه به اين حد از فسق باشد و گمراه باشد. پايه رحم و خويشاوندى در اجتماع بشر يك ريشه داشتن در سلسله نژاد است و آن ريشه صلب پدرى است يا شكم مادرى، اين هم ريشه بودن در نژاد كه به وسيله زايش و پيدايش است پايه خويشاوندى است و چون ائمه آل محمد با پيغمبر اسلام از نظر مقام ولايت و ارتباط با خدا يك ريشه دارند، رحم روحانى او محسوبند از اين جهت در اين حديث رحم آل محمد را به خصوص ائمه (ع) تفسير كرده است و چون عموم مؤمنان در ايمان و پيروى از حقائق قرآن با ائمه هم ريشهاند و از اين معنى تعبير شده است كه از گل آنها سرشته شدند و دل با آنها دارند، رحم روحانى درجه دوم محسوب شدند، و گرچه آيه نامبرده از نظر ظاهر دلالت بر لزوم رعايت رحم ظاهرى و عمومى را دارد ولى در اينجا از نظر عمق و باطن به رحم معنوى و روحانى تطبيق شده است كه بر پايه ولايت و ايمان استوار است.