ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٠٠
مفهوم مغايرت دارند و هم در وجود چون سلسله پدران و پسران.
و امّا با واقع براى آنكه اين الفاظ هر كدام معنى مخصوصى دارند كه در وجود هم با ديگرى مخالف است به اين شرح:
تسليم- يك امر وجدانى و عاطفى است كه مظهر قلبى و عملى هر دو را دارد.
يقين- يك جزم و دانش عقلانى و معنوى است كه با تسليم يكى نيست.
تصديق- يك عمل قلبى و اعضائى است كه جز آن هر دو است.
اقرار- عهدهمندى و قبول قرار است كه هم قلبى دارد و هم عملى و باز جز تصديق است.
اداء و عمل هم فعل اعضاء است، عمل كردار است و اداء كردار به عنوان انجام وظيفه است.
و ظاهراً مقصود از اين نژادبندى بيان يك سلسله جريان عملى و قلبى و اندامى است كه از يك ديگر متولد مىشوند و بايد فهميد كه اين سلسله از اسلام شروع مىشود و به عمل يا انجام وظيفه مىرسد يا از انجام وظيفه شروع مىشود و به اسلام مىرسد.
اگر منظور از اسلام همان اسلام ظاهرى باشد وجه اول درست است، زيرا چنانچه پيش از اين گفتيم اسلام ظاهرى با اداى شهادتين كه شناسنامه جامعه و ملت اسلامى است بحساب اعلام تابعيت ملت محقق مىشود و جز آن حقيقتى ندارد و البته پذيرش اين تابعيت به معنى تعهد همكارى با جامعه اسلامى است از نظر اجراء مقررات عمومى تشكيلات اسلام كه عبارت از فروع دين است، و اگر آن را پدر نخست بحساب آريم و زايش و فزايش يابد و عقيم و بلا عقب و تو خالى نباشد مسلمان را به مقام تسليم مىكشد و آن از خود گذشتن و پاى بند بهمه مقررات دين بودن است و اين خود بسيار روشن است،