ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٨٩ - باب نكوهش دنيا و بيان زهد در دنيا
خوش نمىآمد رسول خدا (ص) را از دنيا چيزى جز اين كه در آن گرسنه و ترسان باشد.
٨- فرمود:
پيغمبر غمنده بيرون رفت، يك فرشتهاى كه همراهش كليدهاى گنجينههاى زمين بود نزد او آمد و به او گفت: اى محمد، اينها كليدهاى گنجهاى زمين است، پروردگارت مىفرمايد: بازكن و هر چه خواهى از آنها برگير بىآنكه چيزى از آنها (از مقامت خ) كم شود در نزد من، رسول خدا (ص) فرمود: دنيا خانه كسى است كه خانه ندارد و كسى كه خرد ندارد براى آن جمع مىكند، آن فرشته گفت: بدان كه تو را به راستى مبعوث كرده، به راستى من اين سخن را از فرشتهاى شنيدم كه در آسمان چهارم بود هنگامى كه اين كليدها را به من دادند.
٩- از عبد اللَّه بن قاسم، از امام صادق (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) به يك بزغاله گوش بريده كه مرده بود و بر زبالهدانى افتاده بود گذر كرد و به اصحاب خود فرمود: اين به چه مىارزد؟
در پاسخ گفتند: اگر اين زنده بود شايد يك درهم هم نمىارزيد، پيغمبر (ص) فرمود: بدان كه جانم به دست او است، هر آينه دنيا نزد خدا از اين بزغاله مرده نزد صاحبش بىارزشتر است.