ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩٩ - باب نكوهش دنيا و بيان زهد در دنيا
و نسبت به تو از همه بيشتر كمك كارند (كم خرج و پركارند) يادشان آورى و به تو كمك دهند و اگر از يادشان ببرى يادت كنند، پر گفتارند به فرمان خدا، پر جهشند در فرمان خدا، براى دوستى با پروردگارشان دل از همه چيز برداشتهاند و براى فرمانبرى مالك خود از دنيا در هراسند به سوى خدا عز و جل و به دوستى او از دل نگريستهاند و دانستهاند كه همين را بايد منظور داشت كه مقامش بزرگوار است، دنيا را چون باراندازى منزل ساز كه در آن بار نهى و سپس بكوچى يا چون مالى كه در خواب بينى و چون بيدار شوى چيزى از آن با تو نباشد، به راستى من همانا اين را براى مثلى آوردم، زيرا دنيا در چشم خردمندان و خداشناسان چون سايه، پس از ظهر بىپايه است.
اى جابر، نگهدار آنچه را خدا عز و جل رعايتش را خواسته از دين و حكمت او و خواستار مشو از آنچه برايت نزد او است جز آنچه را از آن او در نزد خود دارى.
اگر دنيا بجز آنچه براى تو ستودم باشد (يعنى در نظر تو غير از آن جلوه كرده و تو را به خود مطمئن ساخته است) بايد نقل مكان كنى به خانهاى كه در آن رضايت خدا را توانى جست و عذر از تقصيرات خود توانى خواست، به جان خودم بسا كس به چيزى حريص و آزمند است كه چون به دستش آيد بدان بدبخت شود، و بسا ناخواه امرى كه چون فراهمش گردد بدان سعادتمند گردد و اين است گفتار خدا عز و جل پ ١٤١ سوره آل عمران): «و هر آينه بيازمايد خدا كسانى را كه گرويدند و محو كند كافران را».
١٧- ابو ذر (رحمه اللَّه) خدا دنيا را از طرف من نكوهش كناد پس از دو قرصه نان جو كه يكى را چاشت سازم و ديگرى را