ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٣٩ - باب در اينكه رسول خدا(ص) اول كس بود كه پاسخ گفت و به ربوبيت خدا عز و جل اقرار كرد
در پايان آنها مبعوث شدى و خاتم آنهائى؟ در پاسخ فرمود: من نخست كس بودم كه به پروردگارم ايمان آوردم و نخستين كس بودم كه پاسخ گفتم، آنگاه كه خدا پيمان از پيغمبران ستد و آنها را بر خودش گواه گرفت كه: «آيا نيستم من پروردگار شما؟» پس من نخست پيغمبر بودم كه گفتم: بلى، و در اقرار به خدا عز و جل بر آنها پيش دستى كردم.
٢- از عبد الله بن سنان، گويد: به امام صادق (ع) گفتم:
قربانت من مىنگرم كه برخى هم مذهبان ما گرفتار خشم و كج خلقى مىشوند و از اين به سختى غمنده مىشوم، و مىنگرم كه در مخالفان ما كسانى هستند خوش روش؛ فرمود: خوش روش نگو زيرا روش، روش راه را گويند ولى بگو: خوش سيما، زيرا خدا عز و جل فرمايد (٢٩ سوره فتح): «سيماى آنان در چهرهشان از اثر سجده است»، گويد: گفتم:
او را خوش سيما بينم و با وقار و از اين راه هم غمنده گردم، در پاسخ فرمود: غمنده مباش از آنچه در هم مذهبان خود بد خلقى ديدى و در مخالفان خود خوش خلقى، به راستى خداى تبارك و تعالى چون خواست آدم را بيافريند اين هر دو سرشت را آفريد و آنها را در بخش كرد و به اصحاب يمين فرمود: شما به اجازه من خلقى باشيد، و خلقى شدند چون مورچگان مىكوشيدند، و به اهل شمال فرمود: به اجازه من خلقى باشيد، خلقى شدند چون مورچگان مىلوليدند، سپس آتشى براى آنها برافراشت و فرمود: به اجازه من در آن درآئيد، و نخست كس كه در آن درآمد محمد (ص) بود، سپس رسولان اولو العزم و اوصياء و پيروانشان در آن در آمدند، سپس به اصحاب شمال فرمود: به اذن من در آن در آئيد، در پاسخ