ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ١٥٥ - باب خصال مؤمن
بسيار آواره شدهاند، به راستى خدا تبارك و تعالى نپذيرد جز كار خوب را و خدا را پذيرشى نباشد جز به وسيله پائيدن به قرارها و پيمانها و هر كه به قرارهاى خدا پائيد و آنچه را در پيمان خود شرح داده به كمال رسانيد، برسد بدان چه نزد او است و نويدش به حدّ كمال دريابد، به راستى خدا عز و جل بندهها را به راه راست آگاه ساخته و چراغ حق را براى آنها بر پا داشته و به آنها دستور داده كه چگونه بپيمايند پس فرموده است (٨٢ سوره طه): «به راستى من بسيار آمرزندهام مر كسى را كه باز گردد و بگرود و كار خوب كند و به راه راست آيد» و فرموده است (٢٧ سوره مائده): «همانا خدا بپذيرد از پرهيزكاران» هر كه از خدا عز و جل بپرهيزد نسبت بدان چه فرمان داده، خداى عز و جل را ملاقات كند با ايمان بدان چه پيغمبر آورده است، هيهات هيهات مردمى از دست رفتند و مردند پيش آنكه ره يابند و گمان داشتند كه گرويدند و مشرك شدند از آنجا كه ندانستند، راست مطلب اين است كه هر كه از در وارد خانهها شود به راه راست رود و هر كه جز آن را پويد، راه نابود پيمايد، خدا طاعت از ولى امر خود را به طاعت رسولش پيوسته و طاعت رسولش به طاعت خود، هر كه اطاعت ولى امر را وانهد، نه خدا را اطاعت كرده و نه رسولش را و همان است اقرار بدان چه از نزد خدا نازل شده است، زيور خود را در هر عبادتگاه برگيريد و بجوئيد آن خانههائى كه خدا اجازه داده بر افراشته گردند و نامش در آنها برده شود، زيرا خدا خبر داده كه «آنان به راستى مردانى هستند كه بازرگانى و فروش از ياد خدا عز و جل بازشان ندارد و نه از بر پا داشتن نماز و پرداخت زكاة، بيم دارند از روزى كه دلها و ديدهها زير و رو شوند» به راستى خدا رسولان را براى خود ويژه ساخت و سپس براى آنها در ابلاغ بيمهايش مصدقها