ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٣٥
شايد مراد اين است كه نيازى ندارى از هر كس بپرسى از مقدار ثوابى كه در نزد خدا دارى زيرا كه آن نيست جز به اندازه آنچه براى او نزد تو است، يعنى به اندازه رعايت تو از دين و حكمت او، پس تو از او بپرس و اندازهاش را از آن بفهم، يا مراد اين است كه از آن مپرس و از اين بپرس زيرا به اندازه از آن را دريابى كه اين را رعايت كنى- از وافى. از مجلسى (ره)- اين آيه در سوره توبه است در دو جا:
١- (٥٥): «تو را خوش نيايد و به شگفت نياورد اموالشان و نه اولادشان، همانا خدا مىخواهد آنها را بدان عذاب كند در زندگى دنيا و جانشان را نابود كند و آنها كافر باشند».
٢- (٨٥) با اندك اختلاف در تعبير.
ولى تعبير حديث با هر دو آيه جور نيست و شايد نقل به معنى شده تا اشاره به هر دو آيه باشد، بيضاوى در تفسير آيه ٥٥ گفته: تو عجب مدار زيرا اين خود خرده خرده گرفتار كردن آنها است و بر آنها و بال است و خدا مىخواهد آنها را به اين وسيله عذاب كند براى رنجى كه در جمع و حفظ مال و اولاد مىكشند و آنها را سرگرم به دنيا كند تا در حال كفر جانشان را بگيرد. از مجلسى (ره)- «و لم يشر» كنايه است از اينكه معروف نيست، به عنوان اينكه تأكيد جمله گذشته ذكر شده و مضمونش در حديث ١ گذشت و چه خوب مضمون اين دو حديث را به نظم آورده آنكه گويد:
|
مخصوص ترين بشر به ايمان مردى است |
با بار سبك به دشت و كوهستان ريست |
|
|
شبها ز نماز بهره برداشت درست |
در روز به روزه كرد عادت ز نخست |
|
|
از قوت و غذا به قدر حاجت دريافت |
با صبر ز افزونطلبى سر بر تافت |
|