ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٥
و غيبت او جائز گردد، و بسا كه كلمه سبعين حمل بر مطلق كثرت شده است نه خصوص شماره معين، يعنى هر چه هم گناه او بيش باشد باز بايد از او پرده پوشى كرد و آبروى او را حفظ كرد (اين تأكيدى است در موضوع حرمت غيبت و زشتى بدگوئى از برادر مؤمن و موارد تجويز غيبت چون شكايت و شهادت و غيره از آن بر كنار است). از مجلسى (ره)- نصيحت، گفتار يا كردارى است كه مقصود از آن خوبى كردن به كسى باشد كه او را نصيحت كنند، و مقصود از نصيحت مؤمن به مؤمن رهبرى او است به مصالح دين و دنيايش و يا ياد دادن به او است اگر نادان باشد و آگاه كردن او اگر در غفلت باشد و دفاع از شخص او و آبروى او اگر ناتوان باشد و احترام او است در خردسالى و سالخوردگى و ترك زيان رساندن و گول زدن او است و سودجوئى براى او، و اگر اندرز پذير نباشد با او نرمش كند تا بپذيرد و اگر در باره ديانت باشد طبق مقررات او را امر به معروف و نهى از منكر كند، و ممكن است خيرخواهى نسبت به رسول و ائمه در آن داخل باشد زيرا كه آنها افضل مؤمنانند و نصيحت آنها اعتراف به نبوت و امامت آنها و فرمانبرى از آنها است. از مجلسى (ره)- نسبت نصيحت به خدا اشاره است به اينكه نصيحت و خيرخواهى براى خلق خدا چون نصيحت براى خدا است، چون نصيحت خدا اطاعت امر او است و نصيحت خلق هم طبق امر و فرمان او است، و ممكن است كه مقصود اين باشد نصيحت خلق خدا كند براى رضاى خدا.
در نهايه گفته است: اصل معنى نصح، خلوص و پاكى است، و گفته شود «نصحته و نصحت له» و معنى نصيحت خدا اعتقاد به يگانگى و اخلاص در نيت عبادت او است و نصيحت كتاب خدا تصديق بدان و عمل كردن به مقررات مندرجه در آن است و نصيحت رسول خدا (ص) تصديق به نبوت او و رسالت او و اطاعت از امر و نهى او است، و نصيحت ائمه اين است كه در امرِ