ترجمه اصول کافي شيخ کليني - کمرهاي، شيخ محمد باقر - الصفحة ٧٦٣
ندارد، و يكى از شاگردان فاضلش در توجيه كلامش گفته: اين بر اين پايه است كه عذاب قبر قابل اسقاط نيست زيرا حق اللَّه چنانچه شيخ قدس اللَّه روحه در اقتصاد بدان تصريح كرده است چون فرموده است: هر حقى را كه صاحب حق نتواند دريافت كند نمىتواند اسقاط كند چون كودك و ديوانه كه نمىتوانند حق خود را دريافت كنند و نمىتوانند آن را اسقاط كنند و بنا بر اين چون استيفاء ثواب و عوض اخروى ممكن نيست به اسقاط او ساقط نشوند از اينجا دانسته شد كه اسقاط تابع امكان استيفاء است و هر كه اختيار يكى را ندارد اختيار ديگرى را هم ندارد، انتهى.
٢- ضمير راجع به حاجت خواه باشد چنانچه محدث استرآبادى فهميده و گفته: يعنى حال طالب حاجت بدتر است چون دروغگو را تصديق كرده و از نهى از منكر بازمانده، و اولى اظهر است. از مجلسى (ره)- اگر اعتراض شود كه چرا امام حسين (ع) به او كمك نكرد با اينكه بهتر بود، من گويم ممكن است جوابهائى داد:
بسا كه جز اعتكاف عذرى داشته كه به آن مرد اظهار نداشته و براى آن بوى همراهى نكرده و امام حسن اين نكته را فرمود تا او گمان نبرد كه خود اعتكاف براى رد حاجت عذر مشروعى است. از مجلسى (ره)-
«عشر رقاب»
يعنى آزاد كردن ده بنده، آن را از روى تعجب گفت و امام تعجب او را بر طرف كرد و فرمود: اگر او را سير نكنيد و از دشمنان گدائى نكند از گرسنگى خواهد مرد، و اگر از آنها گدائى كند براى سؤال از آنها خوار و ذليل مىشود و اين هم به منزله مرگ است براى او بلكه سختتر است، و اطعام او وسيله زندگى مادى و معنوى او است و خدا فرموده: «هر كه جانى را زنده دارد گويا همه مردم را زنده داشته» و مقصود از آن زنده داشتن يك مؤمن است از نظر معنوى و مادى چون تفسير